مشخصات کارآفرینان


كار‌آفريني مفهومي چند بعدي است كه در زمينه‌هاي مختلف مورد بررسي قرار مي‌گيرد. زمينه اقتصادي از عمده‌ترين اين موارد به شمار مي‌رود. همچنين اين مفهوم در مطالعه انواع سازمان مورد توجه است. كارآفريني درباره مردم است. درباره انتخاب‌ها و عمليات آن‌ها در شروع يا به عهده گرفتن مسووليت يك كسب و كار و يا درگيري آن‌ها در تصميم‌گيري راهبردي يك شركت و موقعيت شغلي. كارآفرينان گروهي ناهمگون‌اند كه از كليه بخش‌ها و طبقات اجتماعي در اين بخش حضور دارند. تا كنون در منابع مختلف ويژگي‌هاي عديده‌اي براي كارآفرينان برشمرده شده است. آمادگي براي پذيرش خطر و تمايل به استقلال و داشتن اعتماد به‌نفس عمده‌ترين موارد در اين زمينه به شمار مي‌رود. بر اساس تحقيقات انجام شده در كشور انگلستان افرادي كه به شروع يك كسب و كار جديد اقدام كرده‌اند و يا به آن تمايل نشان داده‌اند شخصيت خود را به مراتب خلاق‌تر و تواناتر از سايرين دانسته‌اند. در اين مقاله مفهوم كارآفريني و اهميت آن در قالب ذكر چند ويژگي مهم مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

كارآفريني از خلاقيت و ابداع بهره‌گيري مي‌كند
كارآفريني به منظور كسب موفقيت‌هاي اقتصادي و توليد ارزش‌هاي جديد كليه انگيزش‌ها و ظرفيت‌‌هاي فردي را تحت پوشش قرار مي‌دهد كه اين عمل كليه سازمان‌ها و موقعيت‌هاي مستقل را شامل مي‌شود. كارآفريني خلاقيت و ابداع را براي رقابت در بازار به كار مي‌گيرد كه اين عمل مي‌تواند به توليد بازاري جديد منجر شود. براي اين‌كه يك ايده كاري به موفقيت منجر شود لازم است خلاقيت و ابداع با مقوله مديريت تركيب شود. همچنين تنظيم و تطبيق اين ايده با شرايط محيط براي بهبود و بيشينه كردن توسعه آن در تمامي بخش‌هاي زندگي بخش ديگري از زمينه‌هاي اين موفقيت را ايجاد مي‌كند. بنابراين اين مقوله چيزي فراتر از مديريت عادي روزمره است. كارآفريني با راهبرد‌ها و بلندپروازي‌هاي يك كسب و كار مربوط است.
كارآفريني حضور گسترده‌اي در فعاليت‌هاي اقتصادي دارد
كارآفريني در هر بخش و يا نوعي از شغل ايجاد مي‌شود. اين فعاليت در مشاغل آزاد و يا شركت‌هايي با هر اندازه و در تمامي مراحل شغلي مانند پيش از آغاز، دوره رشد و حتي دوره انتقال و يا خروج از فعاليت به وجود مي‌آيد. كارآفريني براي كليه شركت‌ها در هر بخشي مناسب است. مشاغل فني جديد يا سنتي. شركت‌هاي بزرگ يا كوچك. همچنين اين فعاليت براي انواع ساختارهاي مالكيت مانند فعاليت‌هاي شغلي خانوادگي، شركت‌هاي فعال در بازار سهام، بنگاه‌هاي اقتصادي اجتماعي(شامل تعاوني‌ها، انجمن‌ها، بنياد‌ها) و حتي سازمان‌هاي غير انتفاعي كه سهم مهمي در فعاليت‌هاي اقتصادي دارند مناسب است. بر اساس گزارش منتشره از سوي مركز نمايش‌گر كارآفريني جهاني( GEM ) در حدود 7 درصد از كارآفرينان در صورت موفقيت آميز بودن شغلشان بازار يا بخش جديد اقتصادي ايجاد مي‌كنند. اين موضوع در حالي است كه محصولات يا خدمات موجود در بازار محصول توليد 70 درصد شركت‌هاي جديد است. آن هم در بازاري كه پيش از آن رقابت‌ در آن وجود داشته است و همچنين فناوري‌هاي حساس براي افزون بر يك سال در دسترس بوده است
كارآفريني خلاقيت‌هاي كاري را رشد و توسعه مي‌دهد
شركت‌هاي كوچك اصلي‌ترين توليد كنندگان مشاغل جديد مي‌باشند. بر اساس آمار و اطلاعات موجود كشور‌هايي كه آمار بالاتري در زمينه افزايش كارآفريني دارند رشد بيكاري در آن‌ها به ميزان قابل توجهي كمتر است. در دهه 90 ميلادي شركت‌هاي با رشد سريع به ميزان قابل توجهي مشاغل جديد ايجاد مي‌كرده‌اند. براي نمونه در كشور هلند در سال‌هاي 1994 تا 1998 ميلادي 8 درصد شركت‌هاي با رشد سريع، افزون بر 60 درصد رشد كار در ميان شركت‌هاي موجود را به خود اختصاص دادند. در كشور آمريكا در سال‌هاي 1993 تا 1996 ميلادي در حدود 350 هزار شركت با رشد سريع توليد افزون بر دوسوم كل مشاغل جديد را به خود اختصاص دادند. از اين رو تحقيقات نشان مي‌دهد كه كارآفريني بر رشد اقتصادي اثر مثبت مي‌گذارد. در خور توجه است كه رشد اقتصادي با توجه به شاخص‌هايي مانند توليد ناخالص داخلي به عوامل عديد‌ه‌اي ديگري نيز مربوط مي‌شود.
علاوه بر اين كارآفريني مي‌تواند به همگرايي اجتماعي و اقتصادي در كشور‌هايي كه به لحاظ توسعه عقب هستند كمك كند. اين كمك با تشويق به فعاليت‌هاي اقتصادي و توليد مشاغل جديد و يا فعال ساختن بيكاران و محرومان اجتماعي براي كسب و كار بروز پيدا مي‌كند.
كارآفريني رقابت در كسب و كار را تقويت مي‌كند
فعاليت‌هاي جديد كارآفرينانه و يا آغاز مجدد يك كسب‌ و كار(حتي پس از انتقال يك واحد اقتصادي به مالك جديد) به افزايش بهره‌وري كمك قابل توجهي مي‌كند. اين فعاليت‌ها فشار را براي افزايش رقابت افزايش مي‌دهد و همچنين واحد‌هاي ديگر را وادار مي‌كنند كه يا كارايي خود را افزايش دهند و يا دست به ابداع بزنند. افزايش بهره‌وري و ابداع در واحد‌هاي شغلي چه در سازمان‌ها، توليد‌ات، خدمات و يا بازار توان رقابت يك اقتصاد به طور كلان را افزايش مي‌دهد. اين فرايند به مصرف‌كنندگان امكان بهره‌گيري زياد با قدرت انتخاب بالا و قيمت‌هاي پايين را مي‌دهد.
كارآفريني توانايي‌هاي انباشته فردي را آزاد مي‌كند
يك شغل تنها راهي براي انباشت پول و سرمايه نيست. معيار‌هاي ديگري نيز مانند امنيت، ميزان استقلال، تنوع كار‌ها و علايق نيز در يك كسب و كار مورد نظر است.سطح درآمدي بالاتر، افراد را به ارضاي نيازهاي بيشتري هدايت مي‌كند. نياز‌هايي مانند استقلال و اتكا به نفس نمونه‌هايي هستند كه با توسعه كارآفريني در افراد امكان بروز پيدا مي‌كنند. بر اساس تحقيقات انجام شده در ميان خانوار‌هاي كشور انگلستان افراد در كنار انگيز‌‌ه‌هاي مادي مانند پول و سمت كارآفريني را راهي براي ارضاي برخي نياز‌هاي معنوي خود مانند آزادي، استقلال و كسب جنب و جوش در زندگي انتخاب مي‌كنند. در خور توجه است براي كساني كه نتوانسته‌اند شغل دلخواه خود را انتخاب كنند كارآفرين شدن ممكن است برخاسته از نياز‌هاي اقتصادي باشد. كارآفريني ممكن است فرصت يافتن موقعيت‌هاي شغلي بهتري را به آن‌ها بدهد. رضايت شغلي در ميان كارآفرينان در مقايسه با كارمندان به مراتب بيشتر است. بر اساس تحقيقات انجام شده در حدود 33 درصد افرادي كه شغل آزاد دارند و كارمندي ندارند و 45 درصد افرادي كه شغل آزاد دارند و كارمند نيز دارند از شغل خود رضايت دارند. اين در حالي است كه اين ميزان براي كارمندان در حدود 27 درصد است. 


 خانه پژوهش نواندیش -روح الله یوسفی
کلید واژه ها: کارآفرینی، خلاقیت، بهره وری
منبع: گزارش منتشر شده توسط اتحاديه اروپا، سال 2003 ميلادي

کارآفرین کیست؟

افرادی که یک فرصت شغلی جدید در صنعت ایجاد می کنند کار آفرین هستند. آنها اغلب این کار را با ایجاد شرکتی تازه انجام می دهند. اما آنها همچنین فرصتهای جدید شغلی را با ورود یک محصول یا ایجاد یک بازار جدید بوجود می آورند. بنابراین که در کارخانجات بزرگ خطوط تولید تازه ای به راه می اندازند و یا با ایجاد بخش هایی تازه که قبلاً وجود نداشت باعث ايجاد بازاری جدید می شوند با این تعریف کارآفرین هستند. به بیان کلی تر کارآفرینان منابع را مدیریت می کنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمت یا حتی بازار تازه-

آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است. آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها  را به راه بیندازند که این کار را قبلاً کسی انجام نداده بود.

مردم اغلب فکر می کنند کارآفرینان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا یا خدمات تازه ای ابداع می کنند مثل موتور جستجور یاهو. اما اینطور نیست و اغلب کارآفرینان موفق کار خود را با افزایش در کیفیت یک کالا یا محصول ایجاد می کنند بدون اینکه چیز تازه ایجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکی روی آنچه دیگران انجام می داده اند ایجاد می کنند.

کارآفرینان پس از شروع کار خود به مشتریان توجه می کنند و با آرامی با اصلاحات دیگر خود را مطرح می سازند. سپس آنها به سرعت آنچه انجام می دهند را متعادل می سازند و این فرایند را بارها تکرار می کنند پیشنهاد بهبود کیفیت مطرح شده از طرف  Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقیت برای آنها شد. آنها شروع به ساختن بستنی با قیمت بالاتر با قطعاتی از میوه روی آن کردند این بستنی ها برای پاسخ به نیاز مشتریانی ساخته شد که بستنی های ساده را دوست نداشتند در آن زمان تولید کنندگان بزرگ بستنی در بازار بستنی میوه ای جدید وجود نداشتند و این بازار جدیدی بود که توسط این دو نفر ایجاد شد.

Jack Burton  کار آفرین دیگری است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحی کالایی که اولین بار در 14 سالگی با آن آشنا شده بود توانست به موفقیت دست یابد با گذشت مدت کمی ا ز فارغ التحصیلی از نیویورک نقل مکان کرد و تخته اسکی های Burton را درست کرد. او می گوید ؟ بسیاری از مردم فکر می کنند من تخته اسکی جدیدی اختراع کرده ام در حالی که این درست نمی باشد؟

طرح اولیه تخته اسکی ها بوسیله شرکت  Brun swick ساخته شد در حالی که این شرکت هیچ گاه پیشرفتی در تخته اسکی های ساخته شده ایجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نیازهای واقعی مشتریان بود. Burton این مساله را به همگان یاد داد که: اگر محصولات اصلی برای مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بیشتر کالای با کیفیت تری بخرند.

 

-         تاثیر محیط بر فعالیت های کارآفرینانه:

طی ده سال اخیر کارآفرینان میلیونها فرصت شغلی تازه در جهان ایجاد کرده اند. از هر شش دانشجوی رشته مشاغل یک نفر می گوید هدف شخصی اش تاسیس یک شرکت اختصاصی است و کارشناسان پیش بینی می کنند در آینده سازمانهای بسیاری متولد شوند. به ویژه افزایش فعالیتهای جسورانه  (venture creation) در بین زنان، مهاجران و اعضای گروههای کوچک و رده پایین پیش بینی می شود. سهم شغل های ایجاد شده بوسیله زنان کارآفرین از 24% در سال 1975 به 40% در سال 2000 افزایش یافته است.

آیا این رشد بیانگر جهش ناگهانی در تولد کارآفرینان است؟

پاسخ منفی است چون سرعت کارآفرینی با شرایط محیط کم یا زیاد می شود. در ایالات متحده سرعت فعالیتهای کارآفرینان در دهه 1920 افزایش یافت و پس از آن در دهه 1930 کاهش یافت و پس از آن و بعد از جنگ جهانی دوم افزایش و پس از آن کاهش چشمگیری از سال 1950 تا 1980 داشت دهه اخیر دوره دیگری از رشد کارآفرینی به علت اختراعات انجام گرفته در تراشه ها، کامپیوترها و وسایل ارتباط جمعی راه دور و تکنولوژی ارتباطات می باشد.

کاهش سرعت سودها و افزایش سرعت جابجایی ها به افزایش سرعت فعالیت های کارآفرینانه می انجامد هرچه افراد بیشتری تبدیل به کارآفرینان موفق می شوند ایجاد ساختارهای اجتماعی بهتر دیگران را مجبور می کند تا کارآفرین باشند. همچنین فاکتورهای سیاسی و اقتصادی نقش مهمی ایفا می کنند. به منظور ایجاد تحریک و انگیزه برای انجام کارآفرینی بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی تسهیلات ویژه ای مهیا کرده اند و مالیات هایشان را کاهش داده اند.

هدف دولتها از این سیاست حصول اطمینان در این زمینه است که کشورشان از جهش کارآفرینانه ای که دست یابی به تکنولوژی های جدید آنرا ممکن می سازد عقب نمانند.

به سازمانهایی که کارآفرینان را  حمایت می کنند  incubator organization گویند. آنها به مشاغل جدید یا کسانی که می خواهند شغل ایجاد کنند به اصطلاح فضا ..  می دهند.

 شرکت  کار آفرین می تواند یک روز کامل را سپری کند بدون اینکه نیازی به خرید تلفن یا اجاره دستگاه فتوکپی یا استخدام کارمند داشته باشند. حامیانی که هیچ نفعی برای کارآفرینان نمی توانند داشته باشند این خدمات را رایگان به کارآفرینان می دهند اما اغلب  کارآفرینان بخشی از سود خود را با شرکت حمایت کننده که به موفقیت آنها کمک کرده تقسیم می کنند. در شهر نیویورک کارخانه های سرمایه گذاری روی فعالیتهای جسورانه فضای حمایت کننده را برای کارآفرینان ایجاد می کنند تا سرمایه گذاری آنها را پرورش دهند.

برخی سرمایه گذاران این زمینه معتقدند سازمانهای حمایت کننده راههای بدون خطر برای شروع فعالیت کارآفرینانه هستند. که بوسیله آنها می توان دید که آیا این کار در ابتدا توسعه می یابد و پس از آن تصمیمات بهتری در مورد سرمایه گذاری روی این کار گرفته شود.

 

صاحبان مشاغل کوچک؛

 برخی از مردم به اشتباه واژه کارآفرین را در معنی صاحب مشاغل کوچک به کار می برند. در ایالت متحده مشاغل کوچک به کارخانه هایی که کمتر از 500 کارمند دارند گفته می شود بنابراین واژه صاحب مشاغل کوچک به شخصی که صاحب حق مالکیت کارخانه با زیر 500 کارگر است گفته می شود.

اداره مشاغل کوچک (SBA) (small business administration)  یک نهاد دولتی است که  مسئول حمایت از فعالیتهای مشاغل کوچک است. این نهاد منابع سودمند زیادی برای کسانی که چنین مشاغلی را ایجاد کرده و آنرا به خوبی مدیریت می کنند ارائه می دهد. بر اساس آمارهای سازمان SAB در سال 2000 در آمریکا 24 میلیون شغل کوچک وجود داشته که این تعداد 40% کارخانه های آمریکا و 75% تمام مشاغل جدید ایجاد شده است.

بسیاری از کارآفرینان برای مدت کوتاهی صاحبان مشاغل کوچک هستند. اما تمام صاحبان مشاغل کوچک کارآفرین نخواهند شد به عبارت دیگر همه صاحبان مشاغل کوچک وارد یک فعالیت شغلی جدید نمی شوند. افراد با خرید کارخانه ها صاحب مشاغل کوچک می شوند اما بسیاری از این صاحبان مشاغل تمایل دارند مشاغل خود را کوچک نگه دارند و آنطور که کارآفرینان عمل می کنند شغلشان را توسعه ندهند. این طبیعی است که اعتقاد داشته باشید کارکردن برای خودتان ممکن است بهتر از کارکردن برای دیگران باشد اما حتی اگر شما صاحب شغل نباشید کارکردن در یک کارخانه کوچک متفاوت از کار کردن برای یک کارخانه بزرگ است. یک اختلاف بزرگ در میزان رضایت است. در رأی گیری اخیر انجام شده، کارخاه هایی با کمتر از 50 کارمند دارای کارمندان راضی تری هستند. مشاغل کوچک ضررهایی شامل حقوق کم و امکانات پزشکی و بیمه ای کم یا صفر دارند. اما برای اکثر افراد این زیان ها با رضایت ناشی از فضای خوب کاری خنثی می شود. در مشاغل کوچک از افراد انتظار می رود تمام مهارت های خود را به نمایش بگذارند. آنها به راحتی می توانند ببینند چگونه کارشان روی تبلیغات شرکت اثر میگذارد و یا چگونه عمل آنها روی سود آوری شرکت موثر است.

 

مشاغل فامیلی؛

مردم اغلب فکر می کنند مشاغل کوچک، مشاغلی فامیلی هستند ولی در واقع مشاغل فامیلی می توانند کوچک یا بزرگ باشند ممکن است شغل فامیلی در اثر فعالیت کارآفرینانه به سرعت رشد کند یا اینکه رشد کندی داشته باشد.

برای دولت تعریفی برای مشاغل فامیلی وجود ندارد ولی اغلب این عنوان برای توضیح دادن شغلی که صاحب و مدیریت آن در دست افرادی است که با یکدیگر رابطه فامیلی دارند به کار می رود. اغلب این مشاغل مسیر اولیه خود را تغییر می  دهند. یک نمونه آن کارخانه Kohler ، 125 سال پیش به عنوان مخترع وانهای حمام به سبک مدرن شناخته شد پس از آن کارخانه ساده او تبدیل به کارخانه ای با محصولات متنوع از جمله مبلمان، موتورهای کوچک و زمین های گلف می باشد. و هنوز هم بوسیله یک فامیل کنترل می شود و بسیاری از افرادی که با هم رابطه فامیلی دارند استخدام می کنند.

همانطور که در آینده خواهیم گفت فشارهای توسعه یک شغل می تواند یک استرس بزرگ برای کارآفرینان و افرادی که برای آنها کار می کنند ایجاد کنند. بویژه گره های کور در اینجا افزایش می یابند برخی مشاغل فامیلی با واگذار کردن مدیریت شروع کارشان به افراد با مهارت به این فشارها غلبه می کنند. فامیلی های دیگر به دنبال راههایی هستند که رشد شغلشان را همراه با کنترل مالکیت و مدیریت نگه دارند.

ترجمه : علیرضا حاجی محمدی

منبع :Essentials of Organization Theory

  

ارزش کار از دیدگاه جبران خلیل جبران

به نام خدا

كـــــــــــــــــــار

 

 

(زنهار به جز عشق دگر شغل نگيري ) ديوان شمس

كار كردن همگام شدن است با زمين و آسمان و بي كار ماندن بيگانه گشتن است با بهار و تابستان و خزان و زمستان و باز ماندن است از قافله ي حيات كه با غروري شكوهمند و تسليمي سربلند به سوي ابديت پيش مي رود.

وقتي كار مي كني وجودت به ني لبكي مانند است كه از مجراي آن نجواي زندگي به آهنگ بدل مي گردد .

 آيا دوست مي داري وقتي همه آواز مي خوانند تو ني لبكي گنگ و خاموش باشي ؟

پيوسته با تو گفته اند كه كار نفرين و لعنت است. و تلاش بلا و بدبختي است .

اما من با تو مي گويم وقتي كار مي كني ، نقشي از برترين رؤياي زمين را كه در آغاز به نام تو نوشته اند جان مي بخشي .

دوستي باكار ، به حقيقت عشق به زندگي است .

 و عشق به زندگي در كار دمساز شدن با اسرار حيات است.

اگر به هنگام كار زمين و زمان را ملامت مي كني و تولد را بلا و بدبختي و تحمل بار تن را لعن و نفرين مي خواني كه در ازل بر پيشاني تو نقش بسته است  من با تو مي گويم كه اين نقش لعنت را جز با عرق جبين پاك نمي توان كرد.

همچنين با تو گفته اند كه زندگي ظلمت است و تو با ملالت  كلام افسردگان راتكرار مي كني .

اما من با تو مي گويم زندگي به حقيقت ظلمت است ، مگر شوق و شور در ميان باشد .

و شوق و شور كور و بي هدف است مگر دانش در ميان باشد .

و دانش پوچو بي حاصل است مگر كار درميان باشد.

و كار تهي و بي جان است مگر عشق در ميان باشد.

وهنگامي كه با عشق كار ميكني ، خود را باخود و با خود و با خلق و با خدا پيوند مي دهي .

واكنون با تو بگويم كه كار باعشق چيست؟

كار با عشق آن است كه پارچه اي را با تار و پود قلب خويش ببافي .

بدين اميد كه معشوق تو آن را برتن  خواهد كرد.

كار با عشق آن است كه خانه اي را با خشت محبت بنا كني .

بدين اميد كه محبوب تو در آن زندگي كند.

كار با عشق آنست كه دانه اي را با لطف و مهرباني بكاري  و حاصل آن را با لذت د رو كني  .

چنانچه گويي معشوق تو آن را تناول خواهد كرد.

وبالاخره كار با عشق آن است كه هرچيز را با نَفَس خويش جان دهي.

و بداني كه تمام پاكان و قديسان عالم در كار تو مي نگرند .

كار تجسم عشق است .

كار عشق مجسم است .

اگر نمي تواني با عشق كار كني ،

اگر جز با ملالت و بيزاري كاري از تو نمي آيد ،

بهتراست كار خود را ترك كني و بر دروازه ي معبد بنشيني

و صدقات كساني را كه با عشق كار مي كنند بپذيري .

زيرا اگر بي عشق پخت كني .

ناني تلخ از تنور بدر خواهد آمد كه گرسنه را نيم سير گذارد

واگر با كينه انگور بيافشاري ،

زهري از آن كينه در شراب تو خواهد ريخت.

و اگر با صداي فرشتگان آواز بخواني

و تورا به آن آواز عشق نباشد،

گوش آدميان را آشفته مي كني

و آنان را از شنيدن آواي روز و نجواي شب محروم مي داري .

                                           بر گرفته از كتاب پيامبر اثر جبران خليل جبران ترجمه ي دكتر حسين الهي قمشه اي ـ ص 43 تا 45

 

7 قانون طلايي! 

 
- ميشل هوگو - مترجم : شاهين گلستاني

 

كسب و كار اينترنتي

اين هفت قانون به سادگي مي‌تواند به شكلي مدبرانه در زمينه‌ي IT استفاده شود. از قانون اول در هيچ شرايطي نمي‌توان صرف‌نظر كرد و بهترين حالت اين است كه تمام شش قانون بعدي نيز رعايت شوند. اگر بيش از دو قانون را از فهرست كار خود حذف كنيد، جز شكست، نتيجه‌ي ديگري به دست نخواهيد آورد.



1- پروژه‌هاي IT را با در نظر گرفتن اهداف كسب و كار، درجه‌بندي و هماهنگ كنيد.

تمام پروژه‌هاي IT و رسيدگي‌هاي روزانه به آن‌ها و هم‌چنين به‌ روز رساني زيرساخت‌هاي موجود، به يك فرد باتجربه در امور كسب و كار نياز دارند. اين شخص نه فقط يك مجري فني، كه بازرگاني است كه در استفاده از نظام‌هاي نوين كسب و كار، به طور مشخص و روشن اقدام مي‌كند.



2-ازسيستم‌ها براي تغيير چشم‌انداز رقابتي استفاده كنيد.

خودتان را به جاي مشتريان قرار دهيد. به قول "نوردستورم" (Nordstorm) ، فكر كنيد كه چه چيزي باعث غافل‌گيري و ايجاد شور و شوق در مشتريان مي‌شود. به دنبال فرصت‌هايي براي پديد آوردن و ارايه‌ي خدمات تازه يا تغيير روش فعلي كسب و كار باشيد. تا آن هنگام كه شما بتوانيد ارزشي بيافرينيد كه رقباي‌تان در پديد آوردن آن ناتوان باشند، شما داراي يك مزيت رقابتي[1] هستيد.



3ـ نقاط قوت سيستم‌هاي موجود را گسترش دهيد.

هنگامي كه سيستم‌هاي موجود به مرور، سودمندي و اثربخشي خود را ثابت كردند، راهي پيدا كنيد كه اين نقاط قوت با هم تركيب و موجب طراحي سيستم‌هاي نوين شوند.



4 ـ در روش كسب و كار و فناوري از تركيب‌هايي ساده استفاده كنيد.

اين كار بايد به گونه‌اي صورت بگيرد كه بتوان آن‌چه را براي بهبود عملكرد سيستم مورد نياز است، به دست آورد.

به ياد داشته باشيد كه يك سيستم تنها از فناوري تشكيل نشده است. سيستم‌ها در حقيقت تركيب مردم، فرآيندها و فناوري هستند. براي طراحي سيستم‌ها، فناوري‌هاي ساده را با هم تركيب كنيد به گونه‌اي كه اين سيستم‌ها بتوانند وظايف و مسووليت‌هاي جاري بيش‌تري را انجام دهند و از سوي ديگر طوري با رويه‌هاي نيروي انساني درهم تنيده شده باشند كه بتوانند وظايف غيرمعمول و پيش‌بيني نشده را نيز كه نياز به توجه ويژه دارند، انجام دهند. ساختن چنين سيستم‌هايي، آسان‌تر و كم‌هزينه‌تر است.



5 ـ سيستم را طوري طراحي كنيد كه پس از راه‌اندازي انعطاف‌پذيري لازم را براي توسعه داشته باشد.

سعي كنيد طراحي سيستم را به زيرسيستم‌هاي مجزا تفكيك كنيد و تا آن‌جا كه ممكن است كار برروي زيرسيستم‌هاي جدا از هم را به صورت هم‌زمان يا موازي[2] انجام دهيد. اگر زيرسيستمي به يك زيرسيستم ديگر وابسته است، هيچ يك از آن‌ دو را به صورت جداگانه تكميل نكنيد.



6 ـ سيستمي را كه پيچيدگي آن از ظرفيت سازمان شما فراتر است، پياده نكنيد.

عاقلانه‌تر اين است كه كاري را شروع كنيد كه قابل اجرا باشد. هنگام تعريف اهداف بازرگاني و سيستم‌هاي مربوط به آن‌ها، آن‌چه را كه در دست‌رس و شدني است، هدف قرار دهيد. ممكن است اهدافي كه در نظر مي‌گيريد شما را با چالش‌ روبه‌رو كنند، اما نبايد نااميد كننده و نشدني باشند.



7 ـ هرگاه پروژه‌اي با يك رويكرد ويژه با شكست روبه‌رو شد، براي بار دوم آن را تكرار و براي عملي شدنش تلاش نكنيد.

زماني كه پروژه‌اي يك بار با شكست روبه‌رو شد، تنها راه اصلي براي رسيدن به موفقيت، تقويت نيروهاي حاكم بر اجراي آن پروژه يا تلاش سخت‌تر براي ايجاد تغييرات نيست.

تكرار يك روش مشخص پس از يك بار شكست به هيچ وجه كار عاقلانه‌اي به نظر نمي‌رسد؛ زيرا نتيجه‌اي جز از بين رفتن نيروها و نااميدي نخواهد داشت. تنها زماني مي‌توان دوباره بر روي يك هدف يا پروژه سرمايه‌گذاري كرد كه رويكرد[3] به طور كامل تغيير كرده باشد.


مرجع: www.emarketingway.ir

کارآفرينی زنان در ايران

کارآفرينی زنان در ايران

زنان حدود نيمی از جمعيت کشور و بخش قابل توجهی از جمعيت فعال اقتصادی را به خود اختصاص داده و نسبت آنان در جامعه تحصيلکرده هم‌چنان رو به تزايد است. اما هنوز سهم شايسته‌ای در اقتصاد ملی به‌دست نياورده‌اند. با آنکه افزايش زنان تحصيلکرده می‌تواند شاخصی برای پيشرفت محسوب شود و فرصت‌ها را برای تسريع روند توسعه فراهم سازد ، اما فقدان تناسب ميان بازار کار و نظام آموزشی از يک سو و کمبود شغل و مهيا نبودن امکانات لازم برای پرورش ايده های خلاق از سوی ديگر شرايط را برای استفاده مناسب از اين ظرفيت عظيم فراهم نمی سازد. در اين راستا کارآفرينی ساز و کاری است که می‌تواند در برون رفت از اين معضل مؤثر واقع شود. کارآفريني فرآيند خلق ابتکارات و نو آوريها و ايجاد کسب وکار‌های جديد در شرايط پر ابهام و خطر خيز از طريق کشف فرصت های محيطی و بسيج منابع است. به منظور شناخت تأثير کارکرد اين مقوله ، مطالعه ای در مورد حدود ۵۰ کارآفرين زن انجام شده است. کارآفرينانی که نسبت به ايجاد کسب و کاری جديد مبادرت نموده و هم اينک نيز به فعاليت خود ادامه می‌دهند.

اين مطالعه نشان می‌دهد که محدوديت های مشترکی در ميان آنان وجود دارد که با ابتکار و خلاقيت توانسته اند مسير کارآفرينی خود را طی نمايند.

به طور کلی موانع عنوان شده را در سه بخش کلی می‌توان برشمرد . موانع فردی که ناشی از محدوديت های خانوادگی و کاستی های علمی آنان است . موانع سازمانی که منبعث از محيط درون کسب و کار است و موانع محيطی که متأثر از محيط فرهنگی ، سياسی ، اقتصادی است.

موانع فردی : منظوراز موانع فردی محدوديت هائی است که متأثر ازخانواده و يا کاستی های علمی ومهارتی است. محدوديت های خانوادگی عموماً از طرف اعضاء نزديک خانواده و خاصه همسر آنان در شروع کسب و کار اعمال شده است . هم چنين مراقبت و نگهداری فرزندان بويژه در سنين کودکی همزمان با مشغله های کاری دغدغه جدی ديگر آنان می‌باشد.

زنان کارآفرين مورد مطالعه برای رفع و يا تقليل موانع خانوادگی راههائی هم چون مدارا و گفتگو ، جلب همکاری محارم ، تشکيل تيم با همسر و اثبات موفقيت را برگزيدند.

يکی از اين نمونه های موفق ، زن کارآفرينی است که در سال ۱۳۶۳ کسب و کار جديدی را در صنعت حمل و نقل ايجاد کرد و در سال ۱۳۶۴ موفق به اخذ مجوزحمل و نقل بين‌المللی شد.با آنکه مخالفت های همسرش فشار جدی به او وارد کرده بود اما توانست گام های موفقيت را در سال های نخست به خوبی طی نمايد و پس از حدود دو سال با کسب اعتبار حرفه‌ای در صنعت حمل و نقل نه تنها همسرش را نسبت به ادامه کسب و کار متقاعد کرد که ، وی را نيز برای همکاری مشترک ترغيب نمود . همسرش ابتدا نپذيرفت و راضی به آن نمی شد که در شرکتی که او به عنوان مدير عامل نقش دارد کار کند . اما با سماجت تمام توانست همسرش را در شرکت جذب کند وبا ابتکار عمل جديدی شرکت خود را به دو بخش داخلی و بين المللی تقسيم نمود به طوريکه مديريت حمل ونقل داخلی را خود و مديريت بخش بين المللی را همسرش به عهده گرفت . اين پيوند در همبستگی خانوادگی آنها و نيز توسعه کسب و کار او تأثير زيادی از خود به جای گذاشت.

برخی از زنان کارآفرين مورد مطالعه دچار کمبود دانش و مهارت کافی در استفاده از فرصت های موجود و منابع قابل دسترسی در محيط کسب و کار خود می‌باشند . اين کاستی ها عموماً در زمينه های مديريت ، حقوق ، اطلاعات ، مالی ، فروش و بازاريابی قابل طرح است ، به جز مواردی اندک ، اکثر آنان دوره يا برنامه‌ای آموزشی در اين زمينه طی نکرده اند و برخی از آنان کمبود های خود را از طريق جلب همکاری همسر و يا استفاده از تجارب ديگران جبران کرده اند.

موانع سازمانی : با آنکه اين دسته از موانع برای کليه کارآفرينان اعم از زن و مرد می تواند مطرح باشد ، اما برای زنان به دليل سهم حضور کمتر آنان در عرصه های اقتصادی به ويژه در ايجاد کسب و کار و مشاغل مديريتی مشهودتر است.

به طور کلی زنان کارآفرين مورد مطالعه در محيط سازمانی‌خود با چهار مانع کمبود منابع مالی ، فيزيکی( امکانات نرم افزاری و سخت افزاری ) ،فروش و منابع انسانی مواجه بوده اند . از نظر منابع مالی مشکلاتی هم چون فقدان يا کمبود سرمايه ، طولانی بودن فرايند دريافت وام وسهل الوصول نبودن تسهيلات بانکی بر سر راه آنان قرار داشته است.

موانع بازاريابی و فروش کارآفرينان مورد مطالعه عموماً در عدم شناخت کافی آنان نسبت به چگونگی ورود به بازار ، توسعه حضور در بازارهای هدف ،نبود سيستم های حمايتی دستگاههای سياستگذار و فقدان مشاور و راهنما خلاصه می شود.

مهمترين موانع مطرح شده در زمينه مديريت منابع انسانی ناباوری نسبت به توانائی زنان است در برخی موارد کارکنان آنان بدليل نگرش منفی به زن و مديريت وی بويژه در مقطع ايجاد کسب و کار مشکلاتی برای آنان ايجاد می کردند که در ادامه با مديريت عاطفی آنان کاهش و يا محو گرديده است.

عموم زنان کارآفرين مورد مطالعه ، در فضای کسب و کار خود محيطی عاطفی ايجاد کرده‌اند . اين شيوه سبب شده است که کارکنان از احساس صميميت و محبت و در عين جديت در محيط کار برخوردار باشند . برخوردهای آنان با کارکنان خود با انتقال احساس مادرانه و خواهرانه توام است . اين سبک از برخورد به عنوان اهرم تقويت کننده روابط درون سازمانی عمل می کند.

موانع محيطی : کارآفرينان مورد مطالعه با موانع محيطی نيز مواجه بوده اند اين موانع متأثر از محيط فرهنگی ، سياسی و اقتصادی می‌باشد . موانعی که صرفاً با کوشش فردی آنان قابل رفع نيست بلکه نيازمند اصلاحات و تحولات تدريجی ارزش آفرين در محيط است . به عبارتی نيازمند نوعی فرهنگ سازی است.

نگرش منفی به نقش اجتماعی زن و ارائه تعريفی مشخص از او و محصور نمودن وظايفش در امور خانه داری ، همسر داری و بچه داری ، دلايل اوليه ای است که موجب برخوردها، مخالفت ها و ممانعت های حضور اجتماعی زن می شود . آن هنگام که يک زن در متن اين سنت های ريشه ای به کارآفرينی دست می زند ، به طور طبيعی عکس العمل ها شدت بيشتری پيدا می کند.

کار آفرينان مورد مطالعه در اغلب موارد به ويژه آنها که از نظر موقعيت زمانی و مکانی در محدوديت های زيادی به سر برده اند و يا در حرفه هائی مغاير با پذيرش عمومی جامعه کارآفرين شده‌اند ، فشار زيادی را از سوی محيط خود پذيرا گشته اند و با عکس العمل های متعدد در شروع کسب و کار در قالب مضامينی هم چون « زن را چه به اين حرف ها » مواجه بودند.

از جمله ديگر زنان کارآفرين فردی است که در روستائی در استان خراسان توانسته است با ايجاد يک تعاونی و فعاليت های اقتصادی از جمله کشاورزی و دامداری ۱۴ روستا را به صورت شبکه به يکديگر وصل و برای ۶۰۰ نفر از زنان روستاهای مزبور شغل ايجاد نمايد. او نقش اصلی را در سازندگی روستا به خود اختصاص داده به طوريکه برای اتصال برق روستا، اتصال مخابرات ، آسفالت روستا ، تأسيس نانوائی و زمينه‌های ديگری در توسعه و عمران روستا اقدام نمود و نسبت به اجرای آنها نيز موفق گرديد.

او علاقمند بود تا روستا را از حالت خاکی خارج سازد و به همين دليل با ادارات مربوطه وارد مذاکره و مکاتبه شد . برای جا انداختن موضوع مجبور شد امضاء های اهالی روستا بويژه مالکين را که عموماً مرد بودند ، برای مسئولين جمع کند . به هنگام جمع آوری امضاء ها برای برخی از مردان روستا سخت بود که يک زن به چنين اقدامی دست زده و حتی برخی مطرح می کردند که «برای ما مرگ بهتر است تا اينکه دنبال امضاء يک زن برويم» ! اما او سعی می کرد برخوردهای آنان را برروی خود نياورد و با آنان وارد مذاکره شد و فوايد اين اقدام را برای متقاعد ساختن آنان تشريح می کرد.

برخی از سازمان ها و موسسات اقتصادی - اجتماعی مرتبط باکسب و کار آنان ، نيز تحت تاثير همين نگرش برخورد می کردند . اين برخوردها يا به صورت مستقيم و اظهار نظر منفی در مقابل ابتکارها و نوآوريها بروز پيدا می کند و يا به صورت تاخير در ايجاد و توسعه کسب وکار و عدم ارائه امکانات لازم و برخورد بی تفاوت با موضوع نمايان شده است . برای برخی از مسئولين اين سازمان ها بويژه در شروع بسيار سنگين بود که يک زن به طور مستقل وجدا از چتر حمايتی يک مرد بتواند با ابتکار عمل و خلق ايده نو ، کسب و کار جديدی تأسيس نمايد.

زن کارآفرين ديگری که مديريت يک شرکت تابلوسازی برق را به عهده دارد، يکی از سازندگان تراز اول تابلوهای توزيع نيرو درايران است. علاوه بر آن تا کنون نسبت به تشکيل چهار شرکت بازرگانی نيز اقدام نموده ، يکبار که با يکی از مديران يکی از دستگاههای عمومی به منظور انجام عمليات بازاريابی ديدار داشت ، مدير مربوطه با او با لحن بدی برخورد کرد به طوريکه با لفظ «تو» به او گفت « مگر زن هم می فهمد تابلوی برق چيست » او عنوان می کند که همواره برخوردهايش آرام بود چون معتقد بود که می تواند موفقيت خود را ثابت کند.

علاوه بر آن اصولاً قوانين و ضوابطی برای تشويق و حمايت از کارآفرينان وجود ندارد تاکارآفرينان با استفاده از آن بتوانند کسب و کارخود را توسعه بخشند.

بررسی ها نشان می دهد که زنان کارآفرين مورد مطالعه برای کاهش تأثيرات اين موانع از راههای مختلفی وارد شده اند از جمله نسبت به جلب اعتماد عمومی ، استفاده از مهارت های ارتباطی، رعايت ضوابط و قوانين جاری و توسعه روابط اجتماعی اقدام نموده اند.

آنچه اهميت دارد آن است که کارآفرينان مورد مطالعه عليرغم محدوديت‌های مورد اشاره خلاقانه توانسته‌اند از سد موانع عبور کنند و مسير کارآفرينی خويش را هموارسازند.

فرايند توسعه ظرفيت آنان از چند منظر قابل تأمل است:

نخست آنکه موانع و محدوديت‌های اجتماعی را هرچند که تلخ و ناگوار باشد به‌عنوان واقعيتی اجتماعی پنداشته‌اند . به‌همين دليل انگيزه و همت رفع آنان را ازطريق مدارا و گفتگو و صبر آگاهانه دارند و در اين مسير به تغيير ذهنيت‌ها و نگرش‌ها معتقدند . آنان به‌راحتی حاضر نبوده‌اند با برخوردهای هيجانی و عصبيت در مقابل مقاومت‌های ديگران «ساخته‌های خود را تخريب کنند» چراکه عزم خود را نه تنها برای فعال ماندن که برای توسعه در مسير کارآفرينی جزم کرده‌اند . و در اين راه پشتکار وصف ناشدنی داشته‌اند . با تکيه بر همين نگرش و ويژگی‌ است که همواره چهره‌ای اميدوار و اميدبخش از خود ظاهر می‌سازند وخود را نيز برای مقابه با وقايع و حوادث آتی مهيا می‌سازند تا از اين طريق قدرت مهار آينده را به‌دست آورند.

دوم‌آنکه در مسير توسعه کسب و کار خود صرفاً به نيت کسب منافع شخصی انگيزه حرکت ندارند هرچند ممکن است انگيزه اوليه آنان در ورود به عرصه کارآفرينی چنين باشد. آنان همراه با توسعه ايده‌های خلاق خويش ، خود نيز توسعه می‌يابند و در اين راستا به‌تدريج به‌عنوان سرمايه‌ای اجتماعی مطرح می‌شوند.به عبارتی نقش مربی و مروج و مولد را در جامعه به خود می‌‌گيرند و با ارتقاء هويت اجتماعی خويش الگو و نمونه در زايش و پويش و پرورش برای همگان می‌باشند.

سوم آنکه آهنگ حرکت خويش را نه در بستر حمايتی و اتکا به غير که در ظرف توانمنديها و قابليت های خويش تنظيم می‌کنند . به همين دليل هيچگاه به بهای در دسترس نبودن منابع و امکانات متوقف نمی شوند، هر چند که حيات کسب و کارشان تهديد شود . آنان در اين مسير خود ياری و همياری را فرا گرفته و توانسته اند از اين طريق موفقيت خود را اثبات نمايند و در پس آن ديگران را به سوی خويش متوجه سازند و اعتبار حرفه ای در صنعت و صنف خود کسب نمايند . تکثير اين چهره ها اثرات فراوانی نه تنها در عرصه اقتصادی که در عرصه اجتماعی و سياسی نيز به جای می گذارد.

در همين راستا تجمع آنان در قالب نهادی مدنی ضرورت می يابد و شماری چند از آنان نيز اينک در پی آن هستند که در تحقق اين امر همت گمارند و شبکه زنان کارآفرين را در ايران سامان بخشند و در گام بعد اين پيوند را با ساير کارآفرينان گسترش دهند.

 

نويسنده: خانم دكتر فيروزه صاير

مسير شغلي خود را انتخاب كنيد

مسير شغلي خود را انتخاب كنيد

منبع : سايت «راهكار مديريت»

چكيده

شناخت مهارتهاي قابل انتقال يك قدم اساسي در برنامه‌ريزي شغلي است. مقاله حاضر توضيح مي‌دهد كه اين مهارتها چه هستند و كمك‌هايي را براي تشخيص و افزايش ميزان مهارتها و استفاده از آنها در به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب ارائه مي‌نمايد. انواع مهارتها، شامل مهارتهاي فني، مهارتهاي اكتسابي و مهارتهاي قابل انتقال، تشخيص مهارتهاي قابل انتقال، موجودي مهارتها، عناوين شغلي، روش كار را با مهارتها و به روز نگه داشتن مهارتها رئوس مطالب اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

كليدواژه(ها) : مسير شغلي؛ مهارت؛‌ مهارت‌هاي قابل انتقال؛ برنامه‌ريزي شغلي

منبع : سايت «راهكار مديريت»

1- مقدمه

بسياري از افراد تصميم‌هاي شغلي خود را از طريق مشاهده دنياي اطراف و تلاش براي تطابق خودشان با اين دنيا اتخاذ مي‌كنند. اين امر مخالف كاري است كه واقعاً بايد انجام شود.

بهترين مسير شغلي فرايندي است كه از درون آغاز مي‌شود (يك نوع تكامل خودآگاهي). شما مي‌بايست از مهارتها، استعدادها، توانايي‌ها، امكانات و ويژگي‌هاي منحصر بفردتان آگاه شويد چون اين خودآگاهي چرخه‌اي است كه فرد را به سمت يك شغل رضايت‌بخش هدايت مي‌كند.

شناخت مهارتهاي قابل انتقال يك قدم اساسي در برنامه‌ريزي شغلي است. مقاله حاضر توضيح مي‌دهد كه اين مهارتها چه هستند و كمك‌هايي را براي تشخيص و افزايش ميزان مهارتها و استفاده از آنها در به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب ارائه مي‌نمايد.

2- انواع مهارتها

مهارتها را مي‌توان به عنوان سرمايه منحصر به فرد هر شخص تعريف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهاي فني، مهارتهاي اكتسابي و مهارتهاي قابل انتقال. مهارتهاي فني تخصص گرايي درون يك رشته خاص را مطرح مي‌كند و فرد را قادر مي‌سازد كه يك شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحي يك فرايند شيميايي، عمليات ساخت تجهيزات و مانند آن. مهارتهاي اكتسابي ريشه در ويژگي‌هاي شخصي يك فرد مانند انعطاف‌پذيري، كنجكاوي، قدرت تصميم‌گيري و بهينه سازي دارد. مهارتهاي قابل انتقال مهم ترين نوع مهارتها در توسعه مسير شغلي است. اين مهارتها را مي‌توان از حرفه‌اي به حرفه ديگر و از يك حوزه صنعت به حوزه ديگر منتقل كرد. شناخت مهارتهاي قابل انتقال اولين قدم در خودآگاهي و برنامه‌ريزي شغلي است. اين مهارتها در هفت مقوله جاي مي‌گيرند:

1.                ارتباطات: نگارش، گفت وگو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازي، مديريت، تبليغ و بيان احساسات

2.                خلاقيت: تجسم، ذهني سازي، ابداع، ايجاد، بداهه پردازي، تعبير و تفسير و استفاده از توانايي‌هاي هنري

3.                تحقيق: جمع آوري، ارزيابي و طبقه بندي اطلاعات

4.                تشريح: استفاده از تحليل‌هاي منطقي، توسعه چارچوب‌هاي كاري، تشخيص ضعف‌ها و شناخت شباهتها

5.                حل مسائل: تعريف يك مسئله، ارزيابي گزينه‌ها، تسلط بر راه حل‌ها و بهبود يك موقعيت

6.                سازماندهي: از طريق دنبال كردن برنامه‌ها و دستور العمل‌ها، توجه به جزئيات، بايگاني، جستجو و طبقه‌بندي

7.                تركيب: تلفيق قطعات اطلاعات در يك كل به هم پيوسته، بررسي اطلاعات و بيان آنها در يك شكل واضح

آگاهي از مهارتهاي قابل انتقال كمك مي‌كند، دريابيد چه توانايي‌هاي ويژه‌اي داريد و ضمناً امكاني براي واضح سازي آن توانايي‌ها به شما مي‌دهد.

3- تشخيص مهارتهاي قابل انتقال

منبع مهارتهاي قابل انتقال اغلب در زندگي روزانه وجود دارد. در تجربيات زندگي، كارهايي كه در هر دوره زندگي انجام داده‌ايد و از انجام آن لذت برده‌ايد، اعتقاد داشته‌ايد كه به خوبي از عهده آن برآمده‌ايد و باعث غرور و خوشحالي شما شده است. اين مهارتها بايد خيلي زود در زندگي آشكار شود تا محملي باشد براي معرفي فرد.

مهارتهاي قابل انتقال عموماً در موفقيتها و تجربيات مثبت زندگي پيدا مي‌شوند. خاطراتتان را مرور كنيد و درباره مواقعي كه برايتان خيلي ارزشمند بوده، بنويسيد چون از طريق نوشتن درك جامع تري از خودتان خواهيد داشت. تمرين دو مرحله‌اي زير كمك مي‌كند كه مهارتهاي قابل انتقال را بشناسيد:

1.    موفقيت‌هاي خود را فراخواني كنيد. يك سفر در خاطراتتان (از كودكي تا زمان حاضر) داشته باشيد. تا جايي كه مي‌توانيد تجربياتي را كه به شما احساس رضايت مي‌دهد به ياد بياوريد. سعي كنيد تجربيات را در زمان‌هاي مختلف زندگي مرور كنيد.
اين تجربيات رضايت‌بخش مي‌تواند طيفي از مسائل مانند كمك به برادر يا خواهرتان در يادگيري خواندن، ساختن يك اسباب بازي مكانيكي، توسعه يك سيستم تجهيزاتي تا سازماندهي يك رخداد سياسي را در بر گيرد. اين طيف بايد شامل كارهايي باشد كه شما انجام داده‌ايد نه رويدادهايي كه برايتان اتفاق افتاده است.
اصل لذت يا رضايت بسيار مهم است. ممكن است اين قضيه براي بقيه دنيا اهميتي نداشته باشد، اما در چشمان شما بايد ارزشمند جلوه كند و يك رخداد حياتي و معنادار در زندگيتان قلمداد شود.

2.    خاطراتتان را تحليل كنيد. همان طوري كه رويدادهاي رضايت‌بخش زندگي را به خاطر مي‌آوريد، جزئيات آن را مشخص نماييد. به موقعيت‌ها، موضوعات، افراد درگير و نقشي كه بازي كرده‌اند، توجه داشته باشيد. جمع آوري جزئيات را كامل كنيد تا جايي كه مي‌توانيد درباره فعاليتي كه خودتان در اين فرآيند انجام داده‌ايد و نحوه انجام آن را بنويسيد: چگونه كار را سازماندهي كرده‌ايد، ديگران را متقاعد كرده‌ايد، مسائل را حل كرده‌ايد و غيره.

اين تمرين كمك خواهد كرد كه مهارتهايتان را با بررسي تجربيات واقعي در زندگي مشخص كنيد. بخش عمده‌اي از امور پنهان در تجربيات (چيزي بيش از آنچه كه از خودتان انتظار داريد يا قادر به دركش هستيد) مهارتها و استعدادهاي شما هستند. به عنوان مثال، موضوع خاطرات چه بود؟ آيا درباره مردم بود و يا در مورد مفاهيم كلي، هنر، علوم يا پزشكي؟ از چه قابليتهايي استفاده كرديد؟ نگارش، آموزش، تحقيق، طراحي و يا اقناع؟ چه وضعيتي به طور مكرر رخ داد؟ حل مسئله، نيازهايي كه بايد برآورده مي‌شد و يا يك وضعيت بحراني؟ چه چيز باعث دستيابي شد؟ چه نيازي آشكار شد؟ سازماندهي اهداف، نياز براي كمك رساني، نياز براي كامل كردن يك فعاليت خاص؟ شرايط انجام كار چگونه بود؟ آيا مجبور به رعايت ضرب‌الاجل‌هاي تعيين شده بوديد و يا آزاد و مستقل كار مي‌كرديد و فرصت كافي براي آموختن و تجربه‌اندوزي نيز داشتيد؟

وقتي كه شما محدوده وسيعي از تجربيات را مرور مي‌كنيد به رخدادهاي كوچكي كه در پس اين محدوده قرار مي‌گيرد، دقت كنيد. آنها علايمي براي راهيابي به معاني عميق‌تر هستند. به فعاليتهايي كه در زندگي روزانه به شما انرژي مي‌دهد و نشاني از استعدادهايتان است، توجه كنيد: گلكاري در باغ، فعاليتهاي مالي، خواندن نقشه‌هاي پيچيده و يا تمركز نمودن روي يك مورد كاري خاص.

استعدادها ممكن است به قدري طبيعي در شما پديدار شوند كه آنها را بي‌اهميت تلقي كنيد. اما اين ويژگي‌ها شما را از ديگران جدا مي‌كنند و دارايي ارزشمندي هستند. به همين لحاظ مهم‌ترين كاركرد پاداش اين است كه به عنوان يك محرك عمل مي‌كند و مجالي به بروز استعدادها مي‌دهد.
دانستن اين كه در بسياري از فعاليتها خوب هستيد به شما شاهدي از مجموع مهارتها ارائه مي‌دهد و به اصولي كه در زندگي اجرا مي‌كنيد، تأكيد مي‌نمايد. به عنوان مثال مهارتهاي شما مربوط به كدام يك از امور ذيل است: مديريت، رهبري، تحقيق، طراحي و برنامه‌ريزي، ارتباطات ميان فردي و يا تحليل مسائل؟

بعد از انجام اين تمرين شما بايد درك بهتري از مهارتهاي قابل انتقال يا به عبارتي مهارتهاي شخصي و ميزان مهارتها داشته باشيد.

4- موجودي مهارتها

موجودي مهارتها ميزان دارايي شما از مهارتها و روشهاي ترجيحي فعاليتهاست. همچنين مجموعه منحصر به فردي از استعدادهاست. اين موجودي عامل ثبات حرفه‌اي شما در دنياي كار است. شناخت اين مهارتها باعث امنيت مي‌شود. چون آنها وسايل و امكاناتي نيست كه در اختيار داريد، بلكه موجوديت شماست. توانايي و قابليتي است كه شما از يك موقعيت به موقعيت ديگر و از يك شغل به شغل ديگر منتقل مي‌كنيد.

5- روي عناوين شغلي تأكيد نكنيد

عناوين شغلي فقط برچسب هستند و اغلب باعث گمراهي مي‌شوند. شركتها هنوز اين عناوين را خيلي جدي مي‌گيرند. آنها مشخصه‌اي هستند كه شغل‌ها را توصيف مي‌كنند. اين مهارتهاي مورد نياز حرفه‌ها را توصيف نمي كنند. عناوين شغلي در رشته‌هاي مختلف معاني متفاوت دارند. بنابراين بسيار مهم است كه دريابيم هر عنوان شغلي چه معنايي مي‌دهد و چگونه به استعدادها و مهارتهاي قابل انتقال مرتبط مي‌شود. به عنوان مثال يك مدير پروژه در صنايع شيميايي با يك مدير پروژه در شركت بازرگاني متفاوت عمل مي‌كند.

در مواجهه با عناوين شغلي بايد چند سئوال اساسي را مطرح نماييد. به عنوان نمونه به اين موارد توجه كنيد: وقتي اين عناوين شغلي بر عهده ما گذاشته مي‌شود، دقيقاً مي‌بايست چه اقدامي انجام دهيم؟ آيا پيدا كردن راهكارها بر عهده ماست يا سازماندهي و تحليل؟

6- روش كار را با مهارتها ربط دهيد

گاهي اوقات درك اين نكته كه چگونه مسئوليت را كامل كنيد از خود آن مسئوليت مهم‌تر است. روش شما در به نتيجه رساندن فعاليت‌ها چيست؟ آيا فرآيندمدار هستيد و كنجكاويد كه ببينيد چگونه اجزاء و مراحل يك فعاليت به هم مرتبط مي‌شوند يا هدف مدار هستيد و روي خروجي بيشتر تأكيد داريد تا فرآيند؟ آيا شما در چارچوب فرجه‌هاي زماني كار مي‌كنيد يا جلوتر از زمان حركت مي‌كنيد؟ آيا پروژه‌ها را مانند يك اكتشاف در نظر مي‌گيريد يا برنامه زمان‌بندي شده داريد؟ آيا دوست داريد به تنهايي كار كنيد و يا ترجيح مي‌دهيد در تعامل با ديگران باشيد؟

هنگامي كه مهارتهايتان را با روش‌هاي مورد علاقه انجام كار تركيب مي‌كنيد، امكاناتي داريد كه شما را به سوي يك فعاليت كامل‌تر هدايت مي‌نمايد. در واقع اگر حرفه‌اي را كه به آن علاقه داريد، پيشه خود سازيد و آن را با روش كاري مورد نظرتان هماهنگ سازيد، احساس متعالي بودن خواهيد كرد.

7- مهارتهايتان را در سطح مطلوب نگه داريد

هدف شما مي‌بايست به روز نگه داشتن مهارتها و بالا بردن توانايي كاري در سطحي انعطاف‌پذير باشد. اگر مي‌خواهيد انتقال شغلي داشته باشيد و يا در حوزه‌اي كه هستيد پيشرفت كنيد، مشخص كردن شكافها در مهارتها و معلومات يك قدم اساسي است. بالا بردن توانايي كاري به معناي بارور ساختن قابليت‌ها و درك اين نكته است كه كجا مي‌توان اين شكاف‌ها را از بين برد. در اين ميان توسعه مهارتهاي چندگانه نيز ضروري است.

اگر شما بتوانيد از مرزهاي قراردادي بگذريد و بين وظايف كاري روزمره و پروژه‌هاي خاص هماهنگي و توازن ايجاد نماييد، پس مي‌توانيد پيشرفت كنيد. آموزش مستمر بدين معناست كه خودتان را مطابق با تكنولوژي‌ها، صنايع و ساختارهاي كاري جديد روزآمد نگه داريد و از رويه‌هاي بازار و تغييرات نيازهاي كاري مطلع شويد.

8- تعريف موفقيت

موفقيت براي افراد مختلف معاني متفاوتي دارد. براي برخي از افراد به دست آوردن قدرت مالي و براي برخي صرف وقت براي خانواده و يا داشتن يك شغل مستقل و مكفي موفقيت محسوب مي‌شود. اما يك نكته بين همگان مشترك است و آن اين كه استفاده از استعدادها و توانايي‌ها و ابراز وجود، يكي از راضي كننده ترين تلاش‌هاي انساني است. در اين ميان كار يك چرخه طبيعي براي ابراز وجود است.

شناخت مهارتها و استعدادها انسان را به خودآگاهي بيشتر مي‌رساند. خودآگاهي و توانايي باعث ايجاد اطمينان و اعتماد به نفس مي‌شود و اعتماد به نفس باعث موفقيت مي‌گردد.

كارآفريني چيست؟

 

كارآفريني چيست؟

 

 

 

كارآفريني : واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre به معناي " متعهد شدن " نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعريف واژنامه دانشگـاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هـاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند.

اقتصاد دانان نخستين كساني بودند كه در نظريه هاي اقتصادي خود به تشريح كارآفرين و كارآفريني پرداختند. ژوزف شومپــيتر كارآفرين را نيــروي محركــه اصلي در توسعه اقتصادي مي داند و مي گويد: نقش كارآفرين نوآوري است . از ديدگاه وي ارائه كالايي جديد ، ارائه روشي جديد در فرآيند توليد ، گشايش بازاري تازه ، يافتن منابع جديد و ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت و... از فعاليت هاي كارآفرينان است. كـرزنر نيز كـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نيويورك مي باشد كارآفريني را اين گونه تشريح مي كند : كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازارها.



كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآيند هاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليتهـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.



كارآفرين سازماني: كسي كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند.



كارآفريني : فرآينــدي است كه منجر به ايجــاد رضايتمندي و يا تقاضاي جديد مي گردد.كارآفريني عبارتسـت از فرآينـد ايجـاد ارزش از راه تشكيل مجموعهُ منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها.



كارآفرين (مستقل) : فردي كه مسوُليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر نواوري و توسعه فرآيند ، محصول يا خدمات جديد مي باشد. به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي اش سود آوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد.

 



كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است.

 

كارآفريني : واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre به معناي " متعهد شدن " نشاُت گرفته اسـت. بنابـر تعريف واژنامه دانشگـاهي وبستر : كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هـاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي ، اداره و تقبل كند.

اقتصاد دانان نخستين كساني بودند كه در نظريه هاي اقتصادي خود به تشريح كارآفرين و كارآفريني پرداختند. ژوزف شومپــيتر كارآفرين را نيــروي محركــه اصلي در توسعه اقتصادي مي داند و مي گويد: نقش كارآفرين نوآوري است . از ديدگاه وي ارائه كالايي جديد ، ارائه روشي جديد در فرآيند توليد ، گشايش بازاري تازه ، يافتن منابع جديد و ايجاد هرگونه تشكيلات جديد در صنعت و... از فعاليت هاي كارآفرينان است. كـرزنر نيز كـه از استــادان اقتصاد دانشگاه نيويورك مي باشد كارآفريني را اين گونه تشريح مي كند : كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در عمليات بازارها.



كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآيند هاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليتهـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دستيابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.



كارآفرين سازماني: كسي كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند.



كارآفريني : فرآينــدي است كه منجر به ايجــاد رضايتمندي و يا تقاضاي جديد مي گردد.كارآفريني عبارتسـت از فرآينـد ايجـاد ارزش از راه تشكيل مجموعهُ منحصر به فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها.



كارآفرين (مستقل) : فردي كه مسوُليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر نواوري و توسعه فرآيند ، محصول يا خدمات جديد مي باشد. به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي اش سود آوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد.

 



كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است.



ويژگيهاي شخصيتي كارآفرينان : ديويد مك كللند از استادان روانشناسي دانشگاه هاروارد آمريكا كه اولين بار "نظريه روانشناسي توسعه اقتصادي" را مطرح نمود ، معتقد است كه عامل عقب ماندگي اقتصادي در كشور هاي در حال توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است بنابر عقيده ايشان با يك برنامه صحيح تعليم و تربيت مي توان روحيه كاري لازم را در جوامع تقويت نمود ، به گونه اي كه شرايط لازم براي صنعتي شدن جوامع فراهم آيد.



كارلند و همكارانش اهم ويژگيهايي را كه در مورد كارآفرينان مورد بررسي واقع و تاُييد شده بودند ، جمع آوري نمودند كه اهم آنها عبارتند از:


- نياز به توفيق

- تمايل به مخاطره پذيري

- نياز به استقلال

- كارآفرينان داراي مركز كنترل دروني هستند.

- خلاقيت

 

جملات مشاهير

جملات مشاهير

 

هلن كلر

خوشبختي شكل ظاهري  ايمان است ،تا ايمان و اميد و سخت كوشي نباشد ،هيچ كاري  را نمي  توان  انجام داد .  

 

گوته

كسي كه  داراي  عزمي  راسخ  است ،جهان  را  مطابق  ميل  خويش  عوض  مي  كند. 

 

سقراط 

يك زندگي  مطالعه  نشده  ،ارزش  زيستن  ندارد . 

 

ژاك دوال

اگر مي  خواهي بنده كسي نشوي ، بنده  هيچ چيز مشو .

 

فرانسيس بيكن

آنچه مردم  را دانشمند  مي كند ،مطالبي نيست كه مي خوانند بلكه چيزهايي است كه ياد مي گيرند. 

 

جرج برنارد شاو

آنكه مي  تواند ، انجام مي  دهد،آنكه  نمي  تواند  انتقاد مي كند.  .

 

ديل كارنگي

فكر  خوب  معمار  و  آفريننده  است . 

 

پاسكال

انديشه  و  تفكر  پشتوانه  اي  بزرگ  در  سراسر  حيات  بشر  است   و  انسان  بي  انديشه  و  تفكر  به  ماده  اي  بي روح  مي  ماند . 

 

اديسون

تمام  پيشرفتهاي   عالمگير  خود  را  مديون تفكر  منظم  و يادداشت  برداري  دقيق  هستم . 

 

 ارنست  ديمنه

افكار  افراد  متفكر  خودبخود  مي  انديشد .

 

 انيشتين

 فكر  كردن،سخت  ترين  كار  بشر  است .

 

جبران  خليل  جبران 

آن   هنگام  كه  روحم  عاشق  جسمم  شد  و  جفت  گيري  اين  دو  سر  گرفت  من  بار  ديگر  متولد  شدم .

 

ويكتور  هوگو 

الماس  را  جز  در  قعر  زمين  نمي  توان يافت  و  حقايق  را  جز  در  اعماق  فكر  نمي  توان  كشف  كرد.  

 

مارك  تواين

مردي  كه   فكر  نو  دارد  مادام  كه  فكرش  به  ثمر  نرسيده  است  آرام  و  قرار  ندارد.  

هربرت  اسپنسر

فكر  نو  بسيار ظريف  و  حساس  است ،با  يك   ريشخند  كوچك  مي  ميرد  و  كنايه  اي  كوچك  آن  را  بسختي  مجروح  مي كند. 

 

كارلايل  

هرگاه  بتوانيم   از  نيروي  تخيل  به   همان  اندازه  استفاده  كنيم  كه  از  نيروي  بصري  استفاده  مي  كنيم   هر  كاري   انجام  پذير  است .

 

پاسكال 

آدم  بي  مغز  و  پرگو  چون  آدم  ولخرج  و  بي  سرمايه  است . 

****

 

پنج گام موفقیت کسب و کارهای کوچک

 

پنج گام موفقیت کسب و کارهای کوچک

 

 

 

 

تعريف كسب و كار كوچك:

به منظور تحليل آماري و با قاعده در خصوص كسب و كار كوچك ، بايد گفت كه اين مقوله داراي قوانين اجرايي تجاري است. هر صنعتي بر اساس درآمد و ميزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردي را براي خود تعريف مي‌كند. در بيشتر موارد اين تعريف به واسطه نمايندگي‌هاي دولتي تعريف مي‌شود تا تحت قوانين تغييرپذير دولتي تحليل ‌هايي را صورت دهند. به علاوه ، اين استانداردها براي برنامه‌هايي كه در خصوص كمك بهبود به امور مالي است كارا مي‌باشد. كسب و كار كوچك بصورت مستقل است و هر شركتي با كمتر از 500 پرسنل در اين حيطه قرار مي‌گيرد. اين اندازه مرسومترين استاندارد تعريف شده است. در آمريكا حدود 5/22 ميليون كسب و كار مستقل از كشاورزي و زراعت وجود دارد كه 99 درصد آن كسب و كار كوچك(Small Business) به حساب مي‌آيند.

 

 

راهنماي شروع يك كسب و كار كوچك:

اين راهنما به منظور آن تدوين شده است كه بتواند با بيان تمامي نكات و در عين حال حفظ سادگي و قابل فهم بودن، به شما در راه ايجاد يك كسب و كار موفق كمك كند.

 

 

گام اول: ارزيابي اوليه

- آيا كارآفريني براي شما ساخته شده است ؟

بديهي است كه شروع يك كسب و كار جديد ريسكهاي زيادي را به همراه دارد كه البته با برنامه ريزي مي‌توان شانس موفقيت را بالا برد. بنابراين بهترين نقطه شروع آن است كه نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده يك كسب و كار بشناسيد.

- آيا شخصيتي مستقل و خودجوش داريد؟

اين را هميشه در نظر داشته باشيد كه در صورت شروع يك كسب و كار كوچك ، اين خود شما هستيد و نه شخص ديگر كه بايد تصميم بگيريد كه چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مديريت كنيد.

- تا چه حد با شخصيتهاي متفاوت و افراد گوناگون مي‌توانيد ارتباط برقرار كنيد؟

صاحبان كسب و كار ناگزيرند كه با افراد و اقشار مختلفي سرو كار داشته باشند. آيا شما مي‌توانيد با مشتريان، تامين‌كنندگان، كاركنان و ... در جهت منافع كسب و كار خود ارتباط برقرار كنيد.

- تا چه حد قدرت تصميم‌گيري داريد؟

صاحبان كسب و كار كوچك بايستي بطور متداوم ، به سرعت و در شرايط بحراني بتوانند مستقلا" تصميم‌گيري كنند.

- آيا شما استقامت فيزيكي و احساسي لازم براي اداره يك كسب و كار را داريد؟

مالكيت يك كسب و كار علاوه بر چالش و هيجان ، مستلزم فشاركاري زياد ، ساعتهاي كاري زيادي مي‌باشد. آيا شما مي‌توانيد 12 ساعت در روز و هفت روز در هفته را كار كنيد؟

- تا چه حد مي‌توانيد برنامه‌ريزي و سازماندهي كنيد؟

تحقيقات نشان مي‌دهد بسياري از شكستها در صورت برنامه‌ريزي صحيح ، به وجود نمي آمد.

- آيا انگيزه لازم را براي تحمل مشقات را داريد؟‌

ممكن است شما در حين اداره يك كسب و كار احساس كنيد كه در برخي مواقع توانايي تحمل تمامي مشقات و زحمات را به تنهايي نداريد و فقط داشتن انگيزه قوي است كه مي‌تواند در اين مواقع سختي ، دلگرم و اميدوار سازد.

- اين كسب و كار چگونه خانواده شما را متاثر مي‌سازد؟

سالهاي اوليه شروع يك كسب و كار مي‌تواند سختي‌هايي را براي خانواده و زندگي شخصي شما ايجاد كند. در عين حال ممكن است خانواده شما تا به سوددهي رسيدن كسب و كار ، دچار مشكلات و فشارهاي مالي شوند. بنابراين حمايت و يا عدم حمايت خانواده نقش مهمي در شروع و ايجاد يك كسب و كار دارد.

اين حقيقت دارد كه دلايل زيادي براي عدم شروع يك كسب و كار كوچك و مستقل وجود دارد ، اما براي افرادي كه واجد شرايط فوق هستند ، مزاياي زيادي وجود دارد كه قطعا" از ريسكهاي آن بيشتر است.

اينكه شما خادم و مخدوم خود مي‌شويد!

زحمت و تلاش و ساعتهاي كاري زياد مستقيما" به نفع شماست و نه شخص ديگر!

امكان كسب درآمد و رشد ، محدوديت كمتري دارد.

چالش و هيجان كار براي شما افزايش مي‌يابد.

اداره يك كسب و كار مستقل امكان فراگيري زيادي را براي شما فراهم مي‌آورد.

 

 

گام دوم: برنامه ريزي كسب و كار

شروع يك كسب و كار نياز به انگيزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنين نياز به تحقيقات وسيع و برنامه‌ريزي صحيح دارد. اطلاعات زير براي تهيه طرح كسب و كار ( Business Plan ) مي‌تواند بسيار مؤثر واقع شود:

- قبل از شروع به كار ليستي از تمامي دلايلي كه مي‌خواهيد بخاطر آنها وارد دنياي تجارت شويد ، تهيه كنيد. مثلاً:

شما مي‌خواهيد رئيس خود باشيد.

شما مي‌خواهيد استقلال مالي داشته باشيد.

شما مي‌خواهيد آزاد باشيد.

شما مي‌خواهيد آزادانه تمامي تواناييها و دانسته‌هاي خود را به كار ببريد.

- سپس بايستي تعيين كنيد كه اصولا" چه كسب و كاري براي شما مناسب است. لذا اين سؤالات را از خود بپرسيد:

من دوست دارم با وقت خود چه كاري انجام دهم؟

چه مهارتهاي تكنيكي من تا به حال آموخته‌ام؟

به نظر ديگران من در چه كارهايي مهارت دارم؟

من چقدروقت آزاد براي اداره يك كسب و كار موفق دارم؟

آيا من هيچ سرگرمي يا علاقه‌اي كه قابل تبديل شدن به كسب و كار شدن را داشته باشند ، دارم؟

- پس از تعيين كسب و كار مناسب تحقيقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زير به عمل آوريد:

آيا ايده من كاربردي است و آيا نيازي را برآورده خواهد كرد؟

رقبي من چه كساني خواهند بود؟

مزيت رقابتي شركت من نسبت به شركتهاي موجود چيست؟

آيا من مي‌توانم خدمت بهتري ارائه دهم؟‌

آيا من مي‌توانم براي كسب و كار جديد خود تقاضا ايجاد كنم؟

- آخرين مرحله قبل از تهيه طرح كسب و كار اين است كه چك ليست زير را تهيه كنيد و پاسخ دهيد:

من علاقه به شروع چه كسب و كاري دارم؟

چه خدمتي يا كالايي قرار است ارائه دهم؟ در كجا قرار است اين كار را انجام دهم؟

چه مهارت و تجربه‌اي براي اين كار دارم؟

ساختار قانوني شركت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامي عام، خاص و ... )

اسم كسب و كار چه چيزي باشد؟

چه امكانات و تجهيزاتي نياز خواهم داشت؟

به چه تسهيلات و امكانات بيمه‌اي نياز خواهم داشت؟

پاسخ شما به تمامي سؤالات بالا شما را در طراحي يك كسب و كار كامل جامع ياري مي‌كند.

 

 

گام سوم: تامين منابع مالي

يكي از كليدهاي اساسي موفقيت و پيشرفت در شروع كار ، جذب و تامين منابع مالي كافي براي راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است. اطلاعات زير تكيه بر روشهاي جمع‌آوري پول براي شركتهاي كوچك دارد. همچنين شما را در تهيه درخواست وام ( Loan Prposal ) ياري مي‌دهد. منابع زيادي براي جمع‌آوري سرمايه وجود دارد. بايد توجه داشته باشيم كه قبل از تصميم‌گيري ، تمامي منابع ممكن را جستجو كنيم :

- پس‌اندازهاي شخصي

- دوستان و افراد خانواده

- بانكها و مؤسسات اعتباري

- شركتهاي سرمايه گذاري مخاطره آميز

 

چگونه يك درخواست وام ( Loan Prposal ) تهيه كنيم؟

مورد قبول واقع شدن درخواست شما بستگي به نحوه تنظيم درخواست شما دارد. بخاطر داشته باشيد كه وام دهندگان در كاري سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه نسبت به بازگشت سرمايه خود مطمئن باشند. بنابراين يك درخواست وام خوب شامل اطلاعات زير بايد باشد:

  اطلاعات كلي راجع به شركت :

- نام و آدرس شركت ، نام مدير ،‌ اعضاي هيئت مديره و ...

- دليل نياز به وام ،‌مورد مصرف وام و ضرورت آن.

- مبلغ دقيق موردنياز براي رسيدن به اهداف مربوطه.

تاريخچه كسب و كار :‌

- تاريخچه و طبيعت كار ، توضيح كامل در مورد نوع كار ، قدمت و كاركنان و دارايي‌هاي آن.

- اطلاعات كامل راجع به نحوه مالكيت و ساختار قانوني شركت.

اطلاعات راجع به مديريت :

نوشته كوتاهي راجع به مديران ، سوابق ، تحصيلات ، تجربيات و مهارتهاي آنان تهيه كنيد.

اطلاعات بازار :

- به وضوح محصول و يا خدمت شركت خود و بازار آن را تشريح كنيد.

- بازار رقابت و رقباي خود را شناسايي كرده و مزيت رقابتي خود را بيان كنيد.

- اطلاعاتي راجع به مشتريان و اينكه چگونه كسب و كار شما نيازهاي آنها را برطرف مي‌كند ، تهيه كنيد.

اطلاعات مالي :

- صورتهاي مالي و سود و زيان 3 سال گذشته خود را ارائه كنيد. در صورت شروع يك كسب و كار جديد درآمدهاي پيش‌بيني شده را ارائه كنيد.

- اطلاعات مالي راجع به خود و ساير سهامداران عمده شركت را بيان كنيد.

- و در آخر سوگندي مبني بر تعهد نسبت به وام ياد كنيد و امضاء نمائيد.

 

وام دهندگان بر چه اساسي شما را مي‌سنجند؟

وقتي وام دهندگان درخواست شما را بررسي مي‌كنند شش فاكتور را مدنظر قرار مي‌دهند كه به شرح زير مي‌باشند:

 

6C مالي:

1. Character : شخصيت وام گيرنده و ميزان تعهد و جواني و اخلاقي وي مبني بر بازگشت وام در زمان مقرر.

2. Capacity to pay : ظرفيت بازپرداخت وام گيرنده كه بر اساس تجزي تحليل و بررسي درخواست وام ، صورتهاي مالي و ساير مدارك مالي وي تعيين مي‌شود.

3. Capital : شامل مجموع كل بدهي‌ها و دارايي‌ها مي‌باشد كه وام دهندگان ترجيح مي‌دهند كه نسبت بدهي به دارايي شركتها حتي‌المقدور كمتر باشد چرا كه نشانگر پايداري مالي شركت است.

4. Collateral : ميزان وثيقه كه هر چه بيشتر باشد و اختلاف آن با مبلغ ،‌ وام داده شده كمتر ، اطمينان خاطر وام دهنده از بازپرداخت وام بيشتر خواهد بود.

5. Conditions : شرايط كلي اقتصادي ، جغرافيايي وسعتي شركت ...

6. Confidence : يك وام گيرنده موفق سعي مي‌‌كند كه اطمينان وام دهنده را از 5 مورد قبلي جلب كند و وي را به وام دادن ترغيب نمايد.

و در آخر براي جمع‌بندي چك ليست زير را ارائه مي‌كنيم كه البته برخي از بندها بنابر نوع و ماهيت كسب و كار قابليت تغيير و يا حذف دارند. چك ليست كلي شروع يك كسب و كار كوچك :

- انتخاب كسب و كار بر اساس علاقه و توانايي‌ها

- انجام تحقيقات و بررسي‌هاي لازم در مورد ايده كيب و كار

- تهيه طرح كسب و كار و طرح بازاريابي

- انتخاب يك نام براي كسب و كار

- چك كردن حق استفاده از نام انتخاب شده و كسب اجازه براي استفاده از‌ آن نام

- ثبت كسب و كار با نام انتخاب شده

- تعيين مكان مطلوب براي شروع كسب وكار

- چك كردن و بررسي قوانين منطقه‌اي ( منطقه انتخاب شده براي احداث كسب و كار )

- تعيين نوع ساختار قانوني شركت و مستندسازي

- اخذ اجازه ها و ليسانس‌هاي مورد نياز

- ثبت حقوق انحصاري ( Copy right )

- در صورت كارآفريني و يا خلق محصول جديد ، ثبت Patent

- انجان تبليغات و نشر اعلاميه هاي لازم مبني بر شروع كسب وكار جديد

- تهيه خطوط تلفن كاري و ساير تجهيزات موردنياز

- انجام كارهاي مربوط به بيمه

- اخذ اطلاعات مربوط به ماليات شركت

- بيمه‌كردن كاركنان و جمع‌آوري اطلاعات راجع بع قوانين كار

- تعيين سيستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات كاركنان ( در صورت وجود )

- افتتاح يك حساب بانكي براي كسب و كار

- چاپ كارتهاي تجاري براي شركت و ايجاد آرم براي شركت

- خريد تمامي لوازم تجهيزات موردنياز

- ايجاد E-mail و Website براي شركت

- انجام تبليغات وسيع‌تر در نشريات و تلويزيون و...

- تماس با تمامي افراد ممكن اعم از خانواده و غير هم ، مبني بر شروع كسب و كار جديد

- ساير موارد

 

ده فرمان کارآفرینی

ده فرمان کارآفرینی

 

۱- هر روز  با اشتياق در محل کار خود  حاضر شويد.

 

2-بر هر دستوری  که  هدفش  توقف آرمان شماست ، پيش  دستی  کنيد.

 

3-هر کاری  که برای  تکميل  پروژه تان  لازم  است ، بدون توجه  به  شرح  شغل خود  انجام دهيد.

 

4-افرادی  را برای  کمک  به خود پيدا کنيد.

 

5-درباره  افرادی  که انتخاب می کنيد  از  شهود  خود کمک  بگيريد و فقط  با بهترين ها کار کنيد.

 

6-تا جايی که می  توانيد  پنهان کاری  کنيد  ، جنجال و تبليغات ، ساز و کارهای امن  را به خطر 

می  اندازد.

7-هيچ وقت  روی  يک  مسابقه  شرط بندی  نکنيد ، مگرآنکه  خودتان گرداننده اش باشيد.

 

8- به ياد داشته باشيد  درخواست  بخشش آسانتر از درخواست  اجازه است .

 

9- در اهداف خود  ثابت قدم  بوده  و وفادار بمانيد، اما درباره تحقق آن اهداف واقع گرا باشيد.

 

10-حاميان خود را گرامی  بداريد.

 

پنج مهارت كسب و كار آينده ساز

پنج مهارت كسب و كار آينده ساز

 

 

 

 

 

امروزه در جوامع اطلاعاتی یک شهروند به عنوان انسان عصر اطلاعات، نیازمند یکسری توانائیها می باشد که با کمک آنها بتواند یک کسب و کار را شروع کرده و ضمن هدایت درست آن، موجبات پیشرفت کسب و کار را نیز فراهم کند. این مهارت ها عبارتند از:

1- زبان انگلیسی

2-
IT: توانايي كار با کامپیوتر + توانايي استفاده از اینترنت + آشنايي با روشها و قوانين تجارت الكترونيكي 

3- مدیریت: توان سرپرستی و راهبری

4- بازاریابی: آشنايي با خرید، فروش، تبلیغات و
فروش اينترنتي

5- مالی و اقتصادی: حسابداري، مفاهيم هزينه و درآمد، آشنايي با مسائل اقتصادي

با این تفاسیر هر فردی میتواند با نمره دادن به میزان آشناییش با هریک از مباحث فوق، توان خود را در کسب و کارهای عصر حاضر مورد سنجش قرار دهد. از یک دیدگاه نیز، این 5 فاکتور عنوان شده در اصل بیش از اینکه مهارت و توانایی به شمار بیایند، نیازهای ضروری انسان امروز به نظر می رسند.

ويژگيهاي كارآفرينان

ويژگيهاي كارآفرينان

 

كار آفرينان چه ويژگيهايي دارند؟ عوامل محيطي و تجربياتي كه توسعه شخصيت كار آفرينان و انگيزه هاي محرك آنها را تحت تاثير قرار مي دهند ، كدام هستند؟ چه چيزي باعث مي شود كه شخص كار آفرين به واقعيت بخشيدن يك بينش علاقمند شود؟

كار آفرينان با تلفيق انواع مختلفي از تكنولوژيها و مفاهيم اقتصادي ، كالاها و يا خدمات  قابل فروش عرضه مي نمايند. بنابراين خود عملاً مخترع مي باشند. اين افراد از طريق دستيابي به منابع لازم و سر هم كردن آنها در قالب شركتهاي جديد التاًسيس ، خلاء هاي موجود در زمينه نيروي انساني ، سرمايه، توليد و بازار يابي را پر مي كنند . اما افزون بر اين آنان قادرند فرصتهاي سود آور بالقوه را تشخيص دهند، استراتژي تهور را ذهنيت بخشند و خود به نيرويي كليدي تبديل شوند كه ايده هايشان را به گونه اي موفقيت آميز از آزمايشگاه به بازار هدايت نمايند. آنان كه در پي انجام كار به تنهايي مي باشند ، معمولاً نخستين فرزند خانواده هايي  هستند كه والدينشان براي خود كار مي كنند و موفقيت هايشان منجر به ايجاد نياز بالا براي موفقيت در كار آفرينان مي گردد . آنانكه به تنهايي به ايجاد كار مي پردازند مي توانند انرژي فراواني داشته باشند و براي راه اندازي عمليات مورد انتخاب خود به شدت تلاش كنند . قابليت پذيرش ريسكهاي منطقي و متعادلي كه از احتمال موفقيت برخو دار باشند را دارند .

تصميم گيري براي استعفاء و عدم كار كردن براي ديگران و راه اندازي كسب و كار شخصي يكي از مهمترين تصميماتي است كه شخص مي تواند در طول زندگي خود اتخاذ نمايد. استخدام شدن در مشاغل ديگران داراي مزايايي مي باشد : حقوق ثابت و منظم ، ساعات كار كمتر ، پاداش و اضافه حقوق ، تعطيلات منظم،  بيمه بيكاري، محدوديت در مسئوليت ها. در مجموع استخدام شدن زندگي منظم و روز مره اي را به دنبال دارد . اما در كار كردن براي خود بايد از تمامي اين مزايا چشم پوشي كرد و بالاتر از همه اينكه كار آفرينان سرمايه و پس انداز شخصي خود را به مخاطره مي افكنند . پس چرا اين افراد چنين تصميمي را مي گيرند ؟

عوامل متعددي منجر به كار كردن افراد براي خود مي شود – برخي از آنها به عدم رضايت افراد از كار و يا كار فرمايشان مربوط مي شود و برخي به احساس نياز آنها به استقلال و خود گرداني ، قطع نظر از اينكه كار فعلي آنها تا چه حد مي تواند رضايت ايشان را جلب نمايد . صرف نظر از نوع عامل يا گروهي از عواملي كه باعث ايجاد اين تصميم در فرد مي شود ، شخصي كه كاري را براي خود آغاز مي نمايد ، ويژگيهايي مشتركي با ساير كار آفرينان دارد. به عنوان مثال برخي از افراد دائم در اين انديشه اند كه چگونه محصول بهتري توليد نمايند ، سرويس بهتر ارائه دهند و يا عملكرد خود را بهبود بخشند . آنچه آنان همواره بدان نيازمند مي باشند عبارتست از انجام موفقيت آميز وظائف و كارها. « ديويد مك كلند»  در مقاله اي  نياز به موفقيت اين انگيزه را نياز فرد به موفقيت مي داند و معتقد است كه اينگونه افراد ترجيح مي دهند شخصاً مسئوليت حل مسائل و تعيين اهدافشان را عهده دار باشند ، اهدافي كه بايد با تلاش شخصي خود به آن دست يابند . يكي ديگر از ويژگيهاي آنها عبارتند از نياز به باز خورد (Feed back ) درباره كيفيت انجام كارها و دستيابي به اهداف تعيين شده.

افرادي كه معتقدند موفقيت در فعاليتهاي اقتصادي يا هر نوع تلاش ديگر نتيجه عواملي چون شانس ، بخت و اقبال ، سرنوشت و يا حمايت افراد مي باشد، تحت كنترل عوامل خارجي قرار دارنداز سوي ديگر آنانكه تحت كنترل عوامل داخلي قرار دارند افرادي هستند كه احساس مي كنند سرنوشت شخصي آنها عمدتاً نتيجه تلاشهاي ايشان مي باشند.     

گر چه اعتماد به نفس و نياز فراوان به موفقيت،  از ويژگيهاي كار آفرينان مي باشد . با اين حال تأكيد بر ويژگي هاي ديگري كه آنان را از ساير افراد عادي متمايز مي نمايد نيز داراي اهميت مي باشد ، همان ويژگي هايي كه كار آفرينان موفق را از ناموفق ها جدا مي كند . به عنوان مثال هر كسي مي تواند مشاهده كند كه كار آفرينان موفق را از نا موفق ها جدا كند. به عنوان مثال هر كسي مي تواند مشاهده كند كه كار آفرينان عمومأ سخت تر و بيشتر از زير دستانشان كار مي كنند.

بطور خلاصه مي توان چنين گفت كه انگيزه كار آفرينان صرفأ پول نيست بلكه عبارتست از نيازهاي انگيزه هاي آنها ، به ويژه نياز آنها به موفقيت.  پول جهت دستيابي به اهدافي اصيل ، تنها يك محصول جنبي به شمار مي رود . هر يك از كار آفرينان ايده و رويايي دارند.  آگاهي آنها نسبت به نيازهاي خود و مردم و آموزشهاي تكنيكي آنان را قادر مي سازد تا فرصتهايي كه از نظر بازار يابي سودمند مي باشند و ديگران از آنها غفلت كرده اند را دريابند.


مرجع: خانه كارآفرينان

منابع تامین مالی کارآفرینان

منابع تامين مالي كارآفرينان

چكيده

يکي از بزرگترين چالشهاي کارآفرينان و شايد مهمترين مانع آنها براي راه‌اندازي کسب‌وکارشان، کمبود منابع مالي براي تامين نيازهاي سرمايه‌اي است. اين مقاله با فهرست كردن روشهاي گوناگون تامين مالي تلاش دارد به معرفي جامعي از اين منابع پرداخته و توانمنديها و نارساييهاي هر روش را تا حد امکان به طور مشروح معرفي كند. شايان ذکر است که گرچه برخي از منابع تامين مالي که در اين مقاله معرفي خواهند شد، تاکنون در ايران رايج نبوده است، اما ذکر آنها مي‌تواند چشم‌انداز روشني را براي استفاده از اين ابزارها فراهم سازد و فعالان عرصه‌هاي مختلف را از ماهيت آنها آگاه سازد.

مقدمه
به دست آوردن وجوه مورد نياز براي راه‌اندازي کسب‌وکارها، همواره به عنوان يک چالش براي کارآفرينان مطرح بوده است. فرايند به دست آوردن وجوه مورد نياز ممکن است ماهها به طول انجامد و کارآفرينان را از حرفه مديريت کسب‌وکارها منصرف كند. از سوي ديگر، بدون تامين مالي کافي، کسب‌وکارهاي نوپا هرگز به موفقيت نخواهند رسيد. کمبود سرمايه‌گذاري عاملي موثر در شکست بسياري از کسب‌وکارهاست، با اين حال به دليل نرخ بالاي مرگ و مير کسب‌وکارهاي کوچک جديد، موسسات مالي تمايل چنداني به قرض دادن وجوه يا سرمايه‌گذاري در آنها ندارند. فقدان سرمايه کافي، کسب‌وکار نوپا را با رها ساختن بر بنيان مالي ضعيف، مستعد شکست خواهد كرد.
سرمايه‌اي که کارآفرينان براي راه‌اندازي کسب‌وکارهايشان نياز دارند، کاملا همراه با ريسک است، چرا که سرمايه‌گذاران در اين کسب‌وکارهاي نوپا در قبال امکان دستيابي به پاداشهاي چشمگير (سودسرمايه‌اي) بايد براي احتمال از دست دادن کل سرمايه تزريق شده خود آماده باشند.

منابع تامين مالي کارآفرينان
طيف گسترده‌اي از منابع تامين مالي (با امکان‌پذيري و هزينه‌هاي گوناگون)، در دسترس کارآفرينان قرار دارد و روشهاي متفاوتي براي طبقه‌بندي آنها پيشنهاد شده است.در يک طبقه‌بندي از اين منابع، ديکينز و فريل (2003) منابع مالي شرکتهاي کارآفريني را به دو دسته دروني و بروني بخش‌بندي كرده‌اند. [3] در گزارشي که توسط شرکت مالي «امکو» ارائه شده است، منابع مالي به سه دسته منابع سهام (حقوق صاحبان سهام)، منابع بدهي (استقراض) و ديگر منابع دسته‌بندي شده بودند.[8] در يک تقسيم‌بندي ديگر، کاردلو (1999) منابع مالي در دسترس کارآفرينان را به دو دسته تقسيم كرده است: منابع غيررسمي و منابع رسمي. [2] در اين مقاله با تلفيق تقسيم‌بنديهاي فوق، منابع به چهار دسته تقسيم شده است. اين چهار دسته عبارتند از:
- منابع خصوصي تامين مالي؛
- منابع تامين مالي از طريق بدهي (استقراض)؛
- منابع تامين مالي از طريق سرمايه (حقوق صاحبان سهام)؛
- منابع داخلي تامين مالي.
در ادامه هر يک از اين منابع به گونه‌اي تفصيلي مورد بحث قرار خواهد گرفت.
1- منابع خصوصي تامين مالي:
اولين منبعي که کارآفرينان جهت تامين وجوه موردنياز براي راه‌اندازي کسب‌وکارهايشان، به آن رجوع مي‌کنند، منابع خصوصي است. براي اين گروه محاسبات ريسک و بازده، به مانند ديگر گروه‌هاداراي اولويت نخست نيست.
- منابع شخصي (پس اندازهاي شخصي):
نخستين جايي که يک کارآفرين در جستجوي پول به سراغ آن مي‌رود، منابع مالي شخصي اوست. اين منبع ارزانترين منبع مالي در دسترس است. ظاهرا کارآفرينان منافع خودکفايي را مشاهده نموده‌اند، به‌طوري‌که رايج‌ترين منبع تامين وجوه سرمايه‌اي که براي کسب‌وکارهاي کوچک به کار مي‌رود، از محل صندوق شخصي کارآفرينان تامين مي‌شود.
- دوستان و بستگان:
پس از صرف وجوه شخصي، کارآفرين به دوستان و بستگاني روي مي‌آورد که ممکن است تمايل داشته باشند تا در کسب‌وکار او سرمايه‌گذاري کنند. به دليل روابط آنها با کارآفرين، احتمال زيادي وجود دارد که اين افراد سرمايه‌گذاري كنند. آنها اغلب صبورتر از ديگر سرمايه‌گذاران هستند. با وجود اين انتظارات غيرواقع‌گرايانه يا ريسک‌هاي درست درک‌نشده، از خطرهاي اين سرمايه‌گذاريهاي خانوادگي است. براي پرهيز از چنين مسائلي کارآفرينان بايد صادقانه فرصت سرمايه‌گذاري و ريسک‌هاي آن را معرفي کنند تا در صورت شکست، دوستان و بستگان را با خود بيگانه نسازند. [10]
2 - منابع تامين مالي از طريق بدهي (استقراض)
تامين مالي از طريق بدهي شامل وجوهي است که مالکان کسب‌وکارهاي کوچک استقراض كرده‌اند و بايد به همراه بهره آن را بازپرداخت کنند. بسياري ازکارآفرينان به نوعي از سرمايه ناشي از بدهي (استقراض) براي راه‌اندازي شرکتهاي خود بهره مي‌برند. اگرچه وجوه قرض گرفته شده به کارآفرين اين اجازه را مي‌دهد که مالکيت کامل شرکت را در اختيار داشته باشد، با اين حال او بايد بدهي ايجاد شده در ترازنامه را تعهد كند و به همين ترتيب آن را به همراه بهره متعلق به آن، در آينده بازپرداخت كند. افزون بر اين، به دليل ريسک بيشتر کسب‌و‌کارهاي کوچک، آنها بايد نرخ بهره بيشتري را نيز پرداخت كنند. با وجود اين، هزينه‌هاي تامين مالي از طريق استقراض اغلب پايين‌تر از تامين مالي از طريق سهام بوده و برخلاف تامين مالي از طريق سهام متضمن رقيق شدن مالکيت کارآفرينان در شرکت نيست.
کارآفرين که بر جستجوي تامين مالي از طريق استقراض است، به سرعت با دامنه گسترده‌اي از گزينه‌هاي اعتباري روبرو مي‌شود. در ادامه منابع تامين مالي از طريق بدهي (استقراض) مرور خواهد شد.
- بانک‌هاي تجاري
بانک‌هاي تجاري بيشترين تعداد و بيشترين تنوع وامهاي کسب‌وکارهاي کوچک را ارائه مي‌کنند. مالکان کسب‌و‌کارها، بانک‌ها را به عنوان اولين قرض‌دهندگان مدنظر قرار مي‌دهند. بانک‌ها غالبا در فعاليتهاي اعطاي وام خود محافظه‌کارانه عمل مي‌کنند و ترجيح مي‌دهند تا در هنگام تخصيص وامهاي خود به کسب‌و‌کارهاي کوچک، آنها را به شرکتهاي در‌حال فعاليت اعطا كنند تا به يک شرکت نوپاي با ‌ريسک بالا. چنانچه بانکي در اعطاي وام خود به يک شرکت دچار اشتباه شود، ترجيح مي‌دهد که جريان وجوه نقد کافي براي بازپرداخت وام موجود باشد. نخستين پرسشي که هنگام ارزيابي طرح کسب‌و‌کار کارآفرينان در ذهن بيشتر بانکداران نقش مي‌بندد اين است که «آيا اين کسب‌وکار قادر به ايجاد وجوه نقد کافي براي بازپرداخت وامي هست که دريافت كرده است ؟» گرچه بانک‌ها براي تضمين وامهايشان بر وثيقه متکي هستند ولي آنچه بازپرداخت وام را در موعد مقرر تضمين مي‌کند جريان نقد کافي شرکت است. از سوي ديگر، تهيه وثايق و راکد گذاردن آن نيز براي شرکتها هزينه‌هايي را در بردارد. [01]
- وام هاي کوتاه‌مدت:
وامهاي کوتاه‌مدت که براي کمتر از يکسال در نظر گرفته شده‌اند، رايج‌ترين نوع وامهاي تجاري اعطاء شده به بنگاه‌هاي کوچک است. اين وجوه نوعا براي پرکردن حساب سرمايه در گردش براي تامين مالي خريد موجودي بيشتر، بالا بردن برونداد (محصول)، تامين مالي فروش اعتباري و يا بهره‌گيري از تنزيل نقدي به کار مي‌رود. اين وام هنگامي بازپرداخت مي‌شود که موجودي به وجوه نقد تبديل شود.
- وام‌هاي ميان‌مدت و بلند‌مدت:
وامهاي ميان‌مدت و بلند‌مدت براي مدت يکسال يا بيشتر ارائه مي‌گردد و معمولا در افزايش سرمايه ثابت به کار مي‌رود. بانک‌ها اين وامها را براي راه‌اندازي و آغاز به‌کار يک کسب‌و‌کار، ساخت يک کارخانه، خريد املاک و تجهيزات و تامين وجوه براي ديگر سرمايه‌گذاريهاي بلندمدت اعطا مي‌کنند. بازپرداخت اين وام معمولا ماهيانه يا فصلي تعيين مي‌شود.
- خط‌هاي اعتباري و اعتبارات اسنادي:
يک خط اعتباري به منظور حفظ جريان نقدي مثبت، وجوه کوتاه‌مدتي را به شرکت ارائه مي‌کند، سپس هنگامي که در مراحل بعد شرکت توانست مبالغ مورد نظر را به دست آورد، اين وام بازپرداخت مي‌گردد. يک مزيت خط اعتباري اين است که تا زماني که وجوه، بازپس گرفته نشود بهره‌اي به آن تعلق نمي‌گيرد، در حالي که در زمان نياز جريان نقدي اين خط فورا در دسترس واقع مي‌گردد. [7] اعتبار اسنادي نيز مي‌تواند در هنگام معامله با يک توزيع‌کننده جديد که ممکن است از نظر اعتباري شرکت داراي تضمين کافي نباشد، به کار گرفته شود. در چنين زماني بانک مي‌تواند با ارائه يک اعتبار اسنادي، پرداخت به شرکت را ضمانت كند. [7]
- وام‌دهندگان به پشتوانه دارايي (وام رهني):
وام‌دهندگان به پشتوانه دارايي، اين امکان را براي کسب‌و‌کارهاي کوچک فراهم مي‌سازند تا وجوهي را از طريق وثيقه گذاردن داراييهاي بعضا بيکار خود (حسابهاي دريافتني، موجوديها، تجهيزات ثابت و...) قرض بگيرند. حتي شرکتهاي غيرسود‌ده که صورتهاي مالي آنها نمي‌تواند متصديان وام را براي پرداخت وامهاي رايج متقاعد کند، مي‌توانند وامهاي با پشتوانه دارايي را دريافت کنند. چنين شرکتهايي که جريان نقدي ضعيف دارند اما از لحاظ دارايي غني هستند از اين طريق مي‌توانند از داراييهاي نابهره‌ور خود براي تامين مالي توسعه شرکت و يا عبور از بحرانهاي مالي استفاده كنند.
- اعتبار تجاري:
فروشندگان و عرضه‌كنندگان معمولاً خريد مواد اوليه و قطعات شرکتها را به مدت 30 تا 90 روز يا بيشتر با نرخ بهره معين تامين مالي مي‌كنند.
- عرضه‌كنندگان تجهيزات:
بيشتر فروشندگان تجهيزات از طريق ارائه تسهيلات خريد، مالكان کسب‌و‌کارها را تشويق مي‌كنند تا تجهيزات مورد نياز خود را از آنان خريداري كنند. اين روش تامين مالي تا حدود زيادي مشابه اعتبار تجاري است. معمولاً فروشندگان تجهيزات، يك شرايط اعتباري منطقي با پرداخت منصفانه كه در طول عمر تجهيزات به طورمتعادل تقسيط شده باشد را پيشنهاد مي‌كنند.
- شرکتهاي تامين مالي تجاري:
شرکتهاي تامين مالي تجاري انواع مشابهي از وامهاي بانکي را در اختيار قرار مي‌گذارند و معمولاً ريسك بيشتري را نيز نسبت به رقيبان محافظه‌كارشان، در پرتفوي وامهايشان تقبل مي‌كنند. اين شرکتها معمولاَ گزينه‌هاي اعتباري بسياري را همانند بانک‌هاي تجاري پيشنهاد مي‌كنند، با وجود اين به دليل اينكه وامهاي آنها دربردارنده ريسك بيشتري است، شرکتهاي تامين مالي تجاري نرخ بهره بيشتري را نسبت به بانکهاي تجاري درخواست مي‌كنند.
- مؤسسات وام و پس‌‌انداز:(
S&Ls)
تخصص موسسات وام و پس‌‌انداز در ارائه وامهايي براي داراييهاي واقعي است. علاوه بر نقش سنتي آنها در ارائه وامهاي رهني براي مسکن، اين موسسات منابع مالي را براي داراييهاي تجاري و صنعتي نيز ارائه مي‌كنند. در يك وام نوعي تجاري يا صنعتي، مؤسسات وام و پس‌‌انداز تا 80 درصد از ارزش دارايي را با برنامه‌ زماني بازپرداخت تا 30 ‌سال قرض خواهند داد.
کارگزاري‌ها:
در برخي کشورها کارگزاريها نيز در زمره شرکتهاي وام‌دهنده جاي مي‌گيرند و بسياري از آنها وامهايي را در نرخهاي کمتر از نرخ بهره بانکي به مشتريانشان ارائه مي‌دهند. اين وامهاي پوششي، نرخهاي بهره کمتري دارند، چراکه از پشتيباني وثيقه‌هايي - سهام و اوراق قرضه موجود در پرتفوليوي مشتري- برخوردارند که باکيفيت و باتوان نقدشوندگي بالا هستند. نرخ بهره تعيين شده بستگي به نرخي دارد که کارگزار خود براي وام گرفتن آن مبالغ پرداخته است.
- شرکت‌هاي بيمه:
در ديگر کشورها براي بسياري از كارآفرينان، شرکتهاي بيمه عمر مي‌توانند منبع مهم دستيابي به سرمايه کسب‌و‌کار تلقي شوند. شرکتهاي بيمه دو نوع اساسي وام را ارائه مي‌كنند. وامهاي بيمه‌نامه‌اي و وامهاي رهني. وامهاي بيمه‌نامه‌اي بر پايه مبالغي ايجاد شده است كه از طريق حق بيمه پرداخت مي‌شود. اين وامها توسط بهترين نوع وثيقه‌ها تضمين مي‌شوند (پول نقدي كه مالك کسب‌و‌کار قبلاً و از طريق حق بيمه پرداخته است). اساساً شركت بيمه پول شخص كارآفرين را به خود او قرض مي‌دهد و به دليل آنكه قاعدتا با هيچ ريسك نكولي مواجه نمي‌شود، اين وامها در نرخ بهره‌هاي مطلوب ارائه مي‌شوند. شرکت‌هاي بيمه همچنين وامهاي رهني بلندمدتي را براي خريد داراييهاي واقعي ارائه كرده‌‌اند. اين نوع وامها بر پايه ارزش دارايي واقعي خريداري شده، قرار گرفته‌‌اند. شرکتهاي بيمه تا 75 يا 80 درصد از ارزش املاك و مستغلات را پوشش مي‌دهند و به شركت اجازه مي‌دهند تا جدول زماني بازپرداخت بيش از 25 يا 30 سال را بر عهده گيرد.
- اتحاديه‌هاي اعتباري :
اتحاديه‌هاي اعتباري كه تحت مالكيت اعضاي خود قرار دارند، شناخته‌شده‌ترين مؤسسات براي ارائه وامهاي مصرفي و خودرو به شمار مي‌روند. با وجود اين اكنون بسياري از آنها خواهان آن هستند كه وجوهي را براي راه‌‌اندازي کسب‌و‌کارها به اعضاي خود قرض دهند. اتحاديه‌هاي اعتباري وام خود را به هر شخصي ارائه نمي‌دهند، بلكه جهت واجدالشرايط شدن براي دريافت وام، يك كارآفرين مي‌بايستي به عضويت يك اتحاديه اعتباري درآيد.
- اوراق قرضه
اوراق قرضه غالباً به عنوان منبع شناخته شده تامين مالي براي شرکتهاي بزرگ محسوب مي‌شوند. گرچه کسب‌و‌کارهاي كوچكتر كانديداي مناسبي براي صدور اوراق قرضه نيستند، با وجود اين برخي از شرکتهاي كوچك هنگامي كه با پاسخ منفي ديگر قرض‌دهندگان مواجه مي‌شوند، اوراق قرضه را منبعي مناسب براي تامين وجوه مورد نياز خود مي‌يابند.
- عرضه‌هاي خصوصي:
فرايندي است که طي آن شرکت براي استقراض و صدور اسناد تعهدآور تنها به معدودي از وام‌دهندگان ـ معمولاً شرکتهاي بيمه يا صندوقهاي بازنشستگي ـ روي مي‌آورد و استقراض از طريق انتشار عام اوراق انجام نمي‌گيرد. بدهي عرضه خصوصي پيوندي است ميان يك وام معمولي و اوراق قرضه، چرا که به صورت بالذات يك اوراق قرضه محسوب مي‌شود اما شرايط آن به مانند وام به نيازهاي فردي قرض گيرنده بستگي دارد. اوراق بهاداري که به عرضه خصوصي تبديل شده است، چندين مزيت را نسبت به وامهاي عادي بانكي داراست که از جمله آنها مي‌توان به نرخ بهره ثابت، سررسيد بلندمدت‌تر، محدوديتهاي كمتر و نهايتا ريسك‌پذيري بيشتر سرمايه‌گذاران خصوصي اشاره كرد. [10]
- كمك‌هاي دولتي:
در بسياري از كشور‌ها، دولتها براي كمك به كارآفرينان در راه‌‌اندازي کسب‌و‌کارهاي نوپا و يا در حال رشدشان، تسهيلاتي را با نرخ بهره پائين يا بازپرداخت بلندمدت اعطا مي‌كنند. بنا به مقتضيات مکاني، در اين بخش به سازمانها و نهادهاي گوناگوني که در ايران، گزينه‌هايي از اين نوع منابع مالي را در اختيار کارآفرينان مي‌گذارند، اشاره مي‌شود. [4]
1 -صندوق حمايت از فرصتهاي شغلي؛
2 -صندوق تعاون كشور؛
3 -دفتر همكاريهاي رياست جمهوري؛
4 -بانك كشاورزي؛
5-سازمان همياري اشتغال جهاد دانشگاهي؛
6 -سازمان صنايع كوچك؛
7-سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران؛
8 -شركت شهركهاي صنعتي ايران؛
9 -سازمان ملي جوانان؛
01- وزارت صنايع؛
11- سازمان مديريت و برنامه ريزي.

3 - منابع تامين مالي از طريق سرمايه (حقوق صاحبان سهام )
اتکاء صرف بر بدهي و استقراض براي تامين مالي راه‌اندازي و يا رشد و توسعه شرکت، ممکن است مشکلات بي‌شماري را به وجود آورد. سرمايه به دست آمده از استقراض، سرمايه صبوري نيست. مدت زمان وامهاي آن به ندرت از 3 تا 5 سال فراتر مي‌رود. از سوي ديگر سرمايه ناشي از بدهي (استقراض)، سرمايه متعهدي نيست. بدهي بازپرداختهاي دوره‌اي بهره (فرع وام) و پرداخت نهايي اصل وام را ايجاب مي‌كند. اين عامل باعث مي‌شود که در هنگام افت فروش يا ديگر فشارهايي که بر روي سودآوري و به ويژه بر روي جريان نقدي وارد مي‌شود، شرکت در معرض تهديد قرار بگيرد. در چنين مواقعي که شرکت از بازپرداختهاي بدهي‌اش ناتوان مي‌شود، بانک‌ها ممکن است به عنوان آخرين راه‌چاره داراييها را به مالکيت خود درآورند و يا شرکت را مجبور به انحلال سازند. به همين دليل صاحب نظران توصيه مي‌کنند که براي شرکتها يا دست‌کم شرکت‌هاي با پتانسيل رشد بالا، سرمايه‌هاي ريسکي متعهد و صبور که بازدهي آن پس از موفقيت قريب‌الوقوع شرکت پرداخت مي‌گردد، مناسب‌ترين انتخاب خواهند بود. اين‌گونه منابع مالي براي کسب‌وکارهاي جديد مطلوب محسوب مي‌شوند، چراکه اين‌ منابع عمدتا بر چشم‌انداز آتي شرکت تمرکز مي‌کنند، در حالي که بانک‌ها اغلب عملکرد گذشته شرکت را به عنوان معيار اصلي مدنظر قرار مي‌دهند.
در تامين مالي از طريق سرمايه (سهام)، سرمايه‌گذار مالک شرکت مي‌شود. در اين روش ضمن اينکه ريسک تقسيم مي‌‌شود، عايدات بالقوه آن نيز تقسيم مي‌گردد. برخي از منابع رايج تامين سرمايه از طريق سهام را در اين بخش مرور مي‌کنيم.
- فرشتگان کسب‌وکار:
اين اصطلاح براي توصيف سرمايه‌گذاراني به‌کار مي‌رود که سرمايه اوليه شرکتهاي پرريسک که در مرحله آغازين قرار دارند را فراهم مي‌سازند. فرشتگان کسب‌وکار، افراد ثروتمندي هستند که سرمايه‌گذاري مستقيمي را در شرکت‌هايي که در ابتداي راه هستند و هنوز قيمتي براي آنها تعيين نشده است، انجام مي‌دهند. اين در حالي است که هيچ‌گونه ارتباط خويشاوندي نيز با کارآفرين ندارند. در اغلب موارد فرشتگان کسب‌وکار در جستجوي فعاليتهايي هستند که درباره آن تاحدودي چيزهايي را بدانند و بيشتر انتظار دارند تا دانش، تجربه و انرژي‌شان را همانند پول‌شان، در يک شرکت سرمايه‌گذاري کنند. [10] فرشتگان کسب‌وکار شکاف تامين مالي موجود ميان سرمايه‌هاي به دست آمده از منابع خصوصي و مرحله‌اي که سرمايه‌گذاران مخاطره‌پذير نهادي تمايل به سرمايه‌گذاري خواهند داشت را پر مي‌کنند. [6]
- شرکا:
يک کارآفرين مي‌تواند براي گسترش سرمايه کسب‌وکار پيشنهادي، شريکي را انتخاب کند. دو نوع اصلي از شرکا وجود دارد: 1) شرکاي کلي (عمومي)1، که شخصا مسئول کل بدهي‌هاي کسب‌وکار هستند و 2) شرکاي محدود،که مسئوليت محدود آنها، داراييهايشان را از ادعاي اعتباردهندگان و بستانکاران شرکت محفوظ نگه مي‌دارد.
- شرکت‌هاي سهامي بزرگ:
بسياري از شرکتهاي بزرگ در سراسر دنيا (مانند
Intel )، صندوقهاي سرمايه‌گذاري مخاطره‌پذير‌شان را براي تامين مالي پروژه‌هايي همراه با کسب‌وکارهاي کوچک ايجاد كرده‌اند. هدف از اين سرمايه‌گذاريها، بيشتر پيگيري اهداف استراتژيك شركت است (همانند دستيابي به فناوري نوين)، تا اينکه صرفا دستيابي به منافع مالي حاصل از آن مدنظر باشد. [01]
- شرکت‌هاي سرمايه‌گذاري مخاطره‌پذير:
شرکتهاي سرمايه‌گذاري مخاطره‌پذير، شرکتهاي خصوصي و سودطلبي هستند كه سرمايه خود را در فعاليتهاي پرريسک يا نوپا سرمايه‌گذاري مي‌كنند. سرمايه‌گذاري مخاطره‌پذير مي‌تواند سرمايه‌گذاري در شرکتهايي تعريف شود كه هنوز قيمتي براي آنها تعيين نشده است و داراي پتانسيل رشد چشمگيري هستند. [3] در تعريفي ديگر سرمايه‌گذاري مخاطره‌پذير نوعي سرمايه‌گذاري بلند‌مدت با ريسك ارزشگذاري نشده در سهام شرکتهاي جديد معرفي شده است كه پاداش آن عبارت است از سود سرمايه‌اي (افزايش قيمت سهام) محتمل به علاوه بازده نقدي حاصل از سود تقسيمي سهام [9] بازده ناشي از سودسرمايه آن با ريسک مازاد و غيرنقدينه بودن (توان نقدشوندگي پايين) سرمايه‌گذاري همراه است که نمي‌تواند در طول مدت تعهد به کسب‌و‌کار آزادانه مورد مبادله قرار گيرد. [3]
بيش از يك سوم از سرمايه‌گذاريهاي سرمايه‌گذاران مخاطره‌پذير منتج به شكست و زيان مي‌شود. سرمايه‌گذاران مخاطره‌پذير غالباًدر شرکتهايي سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه هنوز هيچ‌گونه درآمدي را ايجاد نكرده‌‌اند و محصولي را در جريان توليد ندارند و از يك تيم كامل مديريتي و با تجربه نيز بهره‌مند نيستند. [1]
ميسون و هريسون (1999) معتقدند «هدف سرمايه‌گذاران مخاطره‌پذير به جاي آنكه معطوف به بهره و يا درآمد حاصل از سود تقسيمي باشد، به دست آوردن بازده بالاي سرمايه‌گذاري در قالب سودسرمايه‌اي است كه از طريق خروج از سرمايه‌گذاري حاصل مي‌شود و اين خروج عموماً از مسير عرضه عمومي اوليه (
IPO) انجام مي‌گيرد.» [5]
- عرضه عمومي سهام (عمومي شدن):
در مراحل پسين تامين مالي، کارآفرينان مي‌توانند از طريق فروش سهام شرکتهايشان به عموم سرمايه‌گذاران، به يک شرکت عمومي (سهامي عام) تبديل شوند. اين روش يک روش کارا براي دستيابي به سرمايه موردنياز است، اما مستلزم فرايندي هزينه‌زا و زمانبر است. عمومي شدن براي هر کسب‌وکار کوچکي امکان‌پذير نيست، و در واقع تنها تعداد کمي از کارآفرينان قادرند تا شرکتهاي نوپاي خود را عمومي کنند. [01]
- نام‌نويسي عرضه شرکت‌هاي کوچک : (
SCOR)
از آنجايي که در برخي از کشورها مقررات حاکم بر فروش اوراق بهادار شخصي تا حد زيادي محدود شده است، اين شيوه تامين مالي، ابزاري را براي فروش سهام عادي به عموم فراهم مي‌كند. شرکتها مي‌توانند به جاي آنکه با مشکلات عرضه عمومي اوليه (
IPO) روبرو شوند، سهام عادي خود را در بازار خارج از بورس رسمي (OTC) مورد معامله قرار دهند. [7]

4 - منابع داخلي تامين مالي
يك کسب‌و‌کار به نوبه خود ظرفيت ايجاد سرمايه توسط خودش را داراست. اين نوع تامين مالي براي هر شرکت كوچكي در دسترس است.
- عامليت حسابهاي دريافتني :
به جاي نگهداري و ثبت فروش اعتباري در دفاتر شركت (كه برخي از اين حسابها هيچگاه وصول نمي‌شود)، يك کسب‌و‌کار كوچك مي‌تواند يكجا حسابهاي دريافتني خود را به يك عامل بفروشد. تحت دادوستدي كه به صورت «با رجوع» تنظيم شده باشد، مالك شركت مسئوليت مشترياني را كه از پرداخت حسابها خودداري كنند، خود بر عهده مي‌گيرد. در دادوستدي كه به صورت «بدون رجوع» تنظيم شده باشد، مالك از مسئوليت جمع‌آوري آنها فارغ خواهد شد و چنانچه برخي حسابها وصول نشود، عامل دچار زيان خواهد شد. عاملها معمولاً از 06 تا 95 درصد از ارزش اسمي حسابهاي دريافتني يك کسب‌و‌کار كوچك را پرداخت مي‌كنند كه اين دامنه به موارد مختلفي بستگي دارد.
- اجاره به شرط تمليك يا اجاره (ليزينگ):
امروزه کسب‌و‌کارها مي‌توانند ذاتاً هر نوع دارايي‌اي را ـ از فضاي اداري گرفته تا تلفن و رايانه و تجهيزات سنگين ـ اجاره كنند. از طريق اجاره داراييهاي گران‌قيمت، مالك کسب‌و‌کار كوچك قادر خواهد بود تا بدون راکد گذاردن سرمايه ارزشمند خود، براي يك دوره‌ زماني طولاني‌تر از آنها استفاده كند. به عبارت ديگر مدير مي‌تواند نيازمنديهاي سرمايه‌اي ثابت و بلندمدت کسب‌و‌کار را با اجاره تجهيزات و ماشين‌آلات كاهش دهد، تا حدي كه هيچ‌گونه سرمايه‌گذاري در داراييهاي مستهلك شونده انجام نپذيرد. همچنين شرکت مي‌تواند با اجاره به شرط تمليک داراييهايي همچون زمين نيازهاي سرمايه‌اي اوليه خود را کاهش دهد.
- كارتهاي اعتباري:
برخي كارآفرينان در صورتي كه از يافتن منابع مالي از محلهاي ديگر نااميد باشند، شرکتها‌يشان را با استفاده از بي‌دردسرترين منبع تهيه سرمايه راه‌‌اندازي مي‌كنند كه اين منبع همان كارت‌هاي اعتباري شخصي آنهاست. با قرار دادن هزينه‌هاي آغاز به كار و راه‌اندازي شركت بر روي کارتهاي اعتباري، کارآفرينان بايد بيش از هر منبع ديگري پرداخت بهره ساليانه را در نظر بگيرند كه اين منبع را گران و پرريسک مي‌كند، با وجود اين، برخي كارآفرينان گزينه ديگري را پيش‌رو نخواهند داشت.
- سود انباشته:
در مراحل پسين تامين مالي نظير مرحله جواني، رشد يا بلوغ، شرکتها مي‌توانند از منبع داخلي سود انباشته نيز براي تامين مالي نيازمندي‌هاي مالي خود استفاده كنند. اين منبع را مي‌توان يکي از کم‌هزينه‌ترين منابع تامين مالي دانست که براي تامين نيازهاي بلندمدت و توسعه‌اي شرکت به کار مي‌رود.
افزون بر همه اين موارد، يك کسب‌و‌کار كوچك مي‌تواند نيازمنديهاي سرمايه‌اي خود را با صرفه‌جويي در هزينه‌هاي ممكن به کمترين حد برساند. كارآفرين بايستي شيوه‌هاي صرفه‌جويي در خرج پول را مورد توجه قرار دهد، مواردي نظير خريد تجهيزات استفاده شده (مستعمل) يا بازيابي شده، تبديل دارايي شخصي به داراييهاي تجاري، تبديل دارائيهاي غيربهره‌ور به دارائيهاي بهره‌ور و كاهش هزينه در هر جا كه ممكن است. [10]

نتيجه‌گيري
گرچه برخي از منابع مالي ذکر شده هم اکنون در کشور ما رايج نيستند، با وجود اين، با توسعه بازار مالي و ترويج ابزارهاي موجود در اين بازارها مي‌توان منابع مالي گوناگوني را براي کارآفرينان و مالکان کسب‌وکارهاي کوچک فراهم آورد. هر چه گستردگي منابع و حق انتخاب کارآفرينان افزايش يابد، آنان قادر خواهند بود راهکارهاي اجرايي بيشتري را براي رفع نيازهاي مالي و رويارويي با بحرانهاي مالي در اختيار داشته باشند. اين امر ضمن کاهش ريسک‌هاي مرتبط، امکان گزينش منبعي با کمترين هزينه را مهيا مي‌سازد. همان‌گونه که در اين نوشتار اشاره شد هر يک از اين منابع توانمنديها و نارساييهاي خاص خود را دارا هستند که کارآفرينان بايد با بررسي شرايط، هزينه‌ها و همچنين تحليل امکانپذيري هر يک از آنها، گزينه بهينه را انتخاب كنند. براي مثال، مشخص شد که گرچه تامين مالي ناشي از بدهي (استقراض) هزينه‌هاي کمتري را نسبت به تامين مالي از طريق سرمايه به شرکت تحميل مي‌کند، اما نمي‌تواند به عنوان منابع متعهد مورد توجه قرار گيرد. از سوي ديگر، اگرچه منابع مالي ناشي از سرمايه مستلزم پرداخت بهره نيست، ولي مي‌تواند با رقيق كردن مالکيت کارآفرين، توان کنترل وي را در فرايند تصميم‌گيريها کاهش دهد.
در پايان يادآوري مي‌گردد که از يک سو منابع مذکور غالبا در چارچوب مراحل اوليه آماده‌سازي و رشد شرکتهاي نوپا قرار دارند و در مراحل بعدي و هنگامي که شرکت عمومي مي‌شود، ابزارهاي متنوع ديگري نيز همانند اختيارهاي خريد و فروش، قراردادهاي آتي، اوراق قرضه قابل تبديل به سهم، گواهي خريد و... به کار گرفته مي‌شود. از سوي ديگر، با روند رو به پيشرفت علم مديريت مالي و افزايش نوآوريها و گسترش روزافزون ابزارهاي مالي، بسياري از منابع و ابزارهاي مالي ديگر نيز در حال پيدايش است که اين امر گزينه‌هاي پيش روي کارآفرينان را بيش از پيش متنوع ساخته و راههاي بسياري را پيش روي آنها مي‌گشايد.

 نويسنده: مهدي بيگدلو

کسب و کار خود را چگونه شروع کنیم

كسب و كارهاي كوچك
راه اندازي و اداره يك كسب و كار نيازمند انگيزه و خواستن و استعداد و همچنين نيازمند پژوهش و برنامه ريزي مي باشد. همانند بازي شطرنج موفقيت در يك كسب و كار كوچك با قاطعيت شروع مي شود، اگر چه اشتباهات آغازين مخرب كسب و كار شما نيستند و با نظم و سخت كوشي و دوباره تلاش كردن مي توان به نتيجه مفيد رسيد. براي افزايش شانس خود براي رسيدن به موفقيت ، بايد كسب و كار خود و هدفهاي خود را ارزشيابي كنيم، سپس از اين اطلاعات براي ساختن و بوجود آوردن يك طرح كسب و كار جامع و درست مي توان استفاده كرد.
روند ايجاد يك طرح كسب و كاربه شما كمك مي كند تا به بعضي از مسائل مهمي كه شما در مورد آنها انديشه درستي تا كنون نداشته ايد فكر كنيد. برنامه شما مي تواند ابزار مناسبي براي شروع در آمد براي كسب و كار شما و همچنين مي تواند يك نقطه عطفي براي شروع موفقيت شما باشد.
شروع كردن: قبل از هر اقدامي بايد ليست دلايل خود را براي وارد شدن به كسب و كار را تهيه كنيد. از مهمترين اين دلايل عبارتند از:

1- مي خواهيد كه رئيس خود باشيد.
2- مي خواهيد استقلال مالي داشته باشيد.
3- خواهان آزادي خلاق مي باشيد.
4- مي خواهيد بطور كامل از تواناييها و دانش خود استفاده كنيد.
سپس شما نياز داريد كه تصميم بگيريد كه چه كسب و كاري براي شما درست است ، از خودتان اين سوألها را بپرسيد:

1- چه كاري را دوست دارم با زمان خود انجام دهم؟
2- چه مهارتهايي را بايد ياد بگيرم، يا در آن پيشرفت كنم؟
3- در انجام چه كارهاي ديگري توانايي دارم؟
4- چه مقدار زمان را بايد براي اداره كردن يك كسب و كار موفق اختصاص دهم؟
5- آيا ايده و انگيزه جديد كه مورد نياز بازار باشد را دارم؟

سپس شما بايد خلأء كسب و كار خود را تشخيص دهيد كه تحقيقات لازم براي جواب دادن به اين سؤالها عبارتند از:

1- آيا توانايي ارائه سرويس بهتري از لحاظ كيفيت دارم؟
2- آيا مي توانم ايجاد تقاضا براي شغل خود كنم؟
3- مزيت كار و شغل من نسبت به شركتهاي موجود و حاضر چيست؟
4- آيا عقايد من عملي و مورد نياز خواهد بود؟
5- رقباي من چه كساني هستند؟
آخرين قدم قبل از ايجاد كسب و كار شما ايجاد فهرست كسب و كار بر اساس اهدافتان مي باشد ، شما بايد اين سؤالات را جواب دهيد:

1- علاقمند به شروع چه كسب و كاري هستم؟
2- چه محصو لاتي را خواهم فروخت و در چه جايگاهي قرار خواهم گرفت؟
3- چه مهارتها و تجربه هايي را براي كسب و كار بايد بدست آورم؟
4- اساس قانون كار من چه خواهد بود؟
5- چه نامي را براي كارم انتخاب خواهم كرد؟
6- به چه تجهيزات و تداركاتي احتياج خواهم داشت؟
7- به چه مقدار سرمايه براي شروع كار احتياج دارم؟
8- منابع مورد نياز من چه چيزهايي مي باشد؟
9- چگونه براي من جبران خدمت مي شود؟
10- به چه نوع پوشش بيمه اي احتياج خواهم داشت؟

جوابهاي شما در ايجاد تمركز كمك مي كند و چگونگي جزئيات كسب و كار و مديريت بر روي كار را به شما نشان مي دهد.

انواع سازمانهاي كسب و كار: هنگام ايجاد يك كسب و كار جديد يكي از مهمترين تصميم گيريها انتخاب كردن يك ساختار كسب و كار مي باشد. عامل هاي تأ ثير گذار روي تصميم گيريها در باره سازمان دهي كسب و كار شما عبارتند از:

1-ممنوعيتهاي قانوني
2-انواع عملكرد هاي كاري
3-توزيع در آمد
4-سرمايه مورد نياز
5-تعداد كاركنان
6-ماليات بر در آمد
7-مدت زمان عملكرد كسب و كار
8-مسائل بدهي
سود و زيان مالكيت فردي و مشاركتي طبق ليست زير مي باشد:

مالكيت شخصي: اين آسانترين و كم خرج ترين راه براي شروع يك كسب و كار است. مالكيت شخصي مي تواند بوسيله پيدا كردن موقعيت و راهي براي ورود به بازار كسب و كار تشكيل شود. احتمالأ بايد حق الزحمه اي براي ثبت كردن نام كسب و كار ، مدارك جعلي و ساختگي و ساير مدارك مورد نياز ديگر پرداخت مي شود.
حق الزحمه وكلاء براي آغاز يك كسب و كار نسبت به ساير شركتهاي كسب و كار ديگر كمتر مي باشد ، زيرا تعداد كمتري از مدارك و سندها مورد نياز است و صاحبان كسب و كار تقريباً بطور كامل صلاحيت بر تصميم گيريهاي كسب و كار را نيز دارند.

مشاركت:
چندين نوع مشاركت وجود دارد، دو نمونه از رايج ترين آنها مشاركتهاي عام و خاص مي باشد، مشاركتهاي عام مي تواند بصورت ساده بوسيله توافقات زباني بين دو يا تعداد بيشتري از افراد تشكيل شود اما تنظيم كردن توافقنامه مشاركت قانوني به مقدار زياد توسط وكلا توصيه مي شود. حق الزحمه قانوني براي تنظيم توافقنامه مشاركت عام نسبت به ساير مشاركتهاي خصوصي بيشتر مي باشد. توافقنامه مشاركت مي تواند در حل اختلافات مفيد باشد اگرچه شركاء نسبت به فعاليت كسب وكار ديگر شركاء همانند مالكيت خود مسئول مي باشند.
توافقنامه مشاركت بايد شامل موارد زير باشد:
1-انواع كسب وكار
2-ميزان سود و زيان يكسان براي هر يك از شركاء
3-تقسيم بر اساس سود و زيان
4-پاداش شركاء
5-تقسيم دارئي در هنگام فسخ قرارداد
6-مدت زمان مشاركت
7-موارد لازم براي تغييرات و فسخ قرارداد شركاء
8-قوانين حل اختلافات
9-حل و فصل دعاوي در صورت مرگ و عدم صلاحيت
10- ساير موارد حل اختلافات
و اما افراد با تعداد بيشتري از سهام اجازه بيشتر و حق قانوني بيشتري براي مصلحت انديشي دربيشتر امورو كليه عوامل مربوط به شركت را دارند و به همان نسبت سود و زيان بيشتري نسبت به ساير شركاء متوجه آنها مي باشد.


نماي كلي طرح كسب و كار: دنبال كردن يك نماي كلي از طرح يك كسب و كار به عنوان يك راهنما به كار گرفته مي شود. شما مي توانيد آن را بصورت يك الگو براي كار خود قرار دهيد. تفكيك يك برنامه به چندين جزء مي تواند به شما در ايجاد يك برنامه قابل اجرا كمك كند.
مقدمه:
مقدمه يك كسب و كار شامل بيان كردن و توصيف كردن جزئيات يك كسب وكار و اهداف آن مي باشد.
1-بررسي مالكيت كسب و كار و ساختار قانوني آن
2-ليست مهارتها و تجربه هائي كه شما را وارد يك كسب و كار مي كند
3-بررسي مزيت ها و برتريهائي كه كسب وكارشما نسبت به ساير رقباي شما دارد

بازاريابي:
1-بررسي توليدات و خدماتي كه ارائه مي شود
2-شناسائي نياز مشتري براي ارائه خدمات شما
3-توضيح اينكه چگونه محصولات شما تبليغ مي شوند و فروخته مي شوند
4-توضيح استراتژي نرخ گذاري

مديريت مالي:
1-توضيح مقدارسرمايه اوليه هر يك از شركاء
2-ايجاد بودجه ماهيانه برلي يكسال اول
3-انتظار سود حاصل از سرمايه گذاري و گردش وجوه ماهيانه براي يكسال اول
4-پيش بيني برنامه صورت حساب درآمد و ترازنامه مالي براي دو سال
5-بررسي سود و زيان حاصله
6-شرح ترازنامه شخصي و روش جبران خدمت كردن
7-مطرح كردن اينكه چه كسي حساب سما را بررسي مي كند و چگونه آنرا نگهداري مي كند

عملكرد(بهره برداري):
1-توضيح اينكه چگونه يك كسب و كار بر اساس اطلاعات روز اداره مي شود
2-توضيح اجاره و نحوه عملكرد شخصي
3-مطرح كردن بيمه، توافقنامه استيجاري و نتيجه مربوط به كسب و كار شما
4-مبلغ وسايل و لوازم مورد نيازبراي فراهم كردن محصولات و خدمات شما
5-ميزان توليد و ارائه خدمات
مرجع: خانه كارآفرينان

مدیریت زمان

مدیریت زمان

 

زمان از جمله نعمتهای گرانبهایی است که نیازمند برنامه ریزی دقیق می‌باشد. این امر ملاحظاتی را می‌طلبد و افرادی که قصد دارند وقت خود را برای انجام امور متنوع زندگی سازماندهی کنند، باید به چند نکته اساسی توجه نمایند:

1.    توجه به مفهوم فراطلایی زمان

2.    از بین بردن عوامل مخرب زمان

3.    تقسیم بندی و تفکیک زمان

4.    هدف گذاری امور زندگی

5.    سازماندهی فعالیتها و برنامه‌های زندگی

6.    عزم و اراده برای اجرای برنامه‌ها


نکته حائز اهمیت اینکه ، هر یک از موارد فوق ، مکمل مورد قبلی بوده و توجه به یک مرحله و غافل ماندن از مراحل بعدی ، نمی‌تواند فرد را به موفقیت در عرصه‌های زندگی برساند. بنابراین ضروری است که تمامی مراحل گفته شده به صورت سلسله مراتب به اجرا درآید تا نتیجه نهایی و مطلوب حاصل گردد. برای هر فردی در همه عرصه‌های زندگی وقت ارزشی فراطلایی دارد. ارزش گذاردن بر ثانیه‌های زندگی ، زیربنایی‌ترین قدم در راه کنترل و مدیریت زمان به شمار می‌آید و این به معنای حساسیت داشتن به زمان است. برای مشخص شدن این موضوع که ارزش وقت ، توسط شما درک می‌شود یا نه، به این سوال پاسخ دهید که آیا برای وقت و زمان خود واقعا ارزش قائل هستید یا نه؟ و دلایل آنرا برای خود مشخص کنید.

برای پاسخ دهی به این سوال ، لازم نیست ایده‌آل پروری کنید، بلکه واقعیتهای روزانه را که با آنها مواجهید، در نظر بگیرید و یادداشت کنید تا به یک خودشناسی اولیه نائل شوید. نکته اینکه قبل از وارد شدن به حیطه برنامه ریزی امور زندگی ، ابتدا باید خصوصیات وقت و زمان را بشناسید که در این راستا می‌توان گفت وقت یک پدیده شخصی است و تنها شما مصرف کننده آن به شمار می‌آئید، بنابراین هیچ کس نمی‌تواند به جای فرد دیگری از وقت او استفاده کند. از طرف دیگر ، وقت قرض دادنی و ذخیره کردنی نیست و افراد بطور یکسان از آن بهره‌مند هستند. بنابراین تنها راه برخورد با وقت ، استفاده درست از آن است. روی هم رفته می‌توان گفت که وقت غیر قابل تغییر است، لذا نه طولانی می‌شود و نه کوتاه.

عوامل مخرب زمان

وقت با سه نوع از عوامل مخرب روبروست که در این میان ، عادتهای غلط فرد ، مهمترین عامل مخرب زمان به شمار می‌آید. تجربه نشان داده است که با کنترل چند نوع از عوامل مخرب ، می‌توان سایر آفتها را نیز محدود کرد. برای شناسایی عوامل تخریبی زمان ، بایستی به بررسی و مطالعه منشها و روشهای خود پرداخت و آفات موجود را شناسایی کرد.

  • برای شناسایی آفتهای وقت ، بررسی عملکرد روزانه یکی از راههای مناسب به شمار می‌آید که در این راستا ، فرد می‌تواند با یادداشت عملکرد روزانه خود و تجزیه و تحلیل آن در طول روزها ، هفته‌ها و ماهها ، اشکالات موجود را دریابد. چنانکه گفته شد، شناسایی آفتهای تخریبی زمان ، یک گام اساسی در راه مبارزه به شمار می‌آید و نکته اینکه ، شناسایی این عوامل ، برخی راه حلهای مناسب را نیز روشن خواهد کرد.

 

  • برای مبارزه با آفتهای مربوط به خلق و خوی افراد که زمان را تلف می‌کنند، بهترین راه ، برقراری یک انضباط شخصی مستمر است که موجب بروز تغییرات تدریجی در این راه می‌گردد. از آنجا که عادتهای نامناسب به صورت تدریجی شکل می‌گیرند و موجب تخریب زمان می‌گردند، لذا تغییر این عادات نیز در طول زمان میسر خواهد بود، بر این اساس ، بایستی سرلوحه کار در شناسایی و از بین بردن عوامل مخرب زمان باشد.

راهکارهای مدیریت زمان

نکته دیگر در راستای مدیریت زمان ، این است که فرد بایستی ارزش زمان را درک کند و اجزای زمان را به خوبی بشناسد. به دنبال شناسایی زمان به راهبردهای عملی‌تر دست بزند که در این میان ، موارد زیر حائز اهمیت می‌باشند:

  • تقسیم بندی و تفکیک زمان
  • اولویت بندی امور زندگی
  • بهبود زمان و مدت بهره برداری از وقت


در راستای تقسیم بندی و تفکیک زمان ، یک فرد بایستی اوقات مربوط به یک روز ، یک هفته و یک ماه را بطور واضح مشخص کند. مشخص شدن این اوقات موجب بوجود آمدن وقت اضافی برای فرد خواهد شد. در نخستین گام در تقسیم بندی زمان ، باید مشخص شود که فرد در یک هفته چند ساعت مطالعه ، خواب ، رفت و آمد ، نظافت شخصی ، صرف غذا و اوقات فراغت دارد و در همین راستا فرد بایستی برای انجام کارهای مورد نظر در یک روز ، یک هفته ، یک ماه ، سه ماه و شش ماه ، یک قاعده و معیار زمانی مشخصی داشته باشد. بنابراین هدف از تفکیک اوقات این است که بدانیم، بطور کلی اوقات شما چگونه صرف می‌شود و از چه قسمتهایی می‌توان کاست و برای آن ، برنامه‌های دیگری جایگزین کرد.

بطور مثال ، فرض کنید که قصد دارید در رقابتهای فشرده آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنید، باید از هم اکنون ، زمان را تحت نظارت خود در آورید و بدانید که زمان یک سرمایه نامرئی است. باید بدانید که وقت روزانه ، هفتگی و ماهانه خود را چگونه می‌گذرانید و برای موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد ، چگونه باید آنرا تقسیم بندی کنید. بسیاری از افراد برای موفقیت در آزمونهای مختلف ، هزینه‌های فراوانی را متحمل می‌شوند، ولی به یک اصل مهم یعنی مدیریت زمان آزمون توجه نمی‌کنند. از طرفی ، بعضی افراد برنامه ریزی هم می‌کنند، پس برنامه ریزی آنان منطبق با استانداردهای علمی نیست و چه بسا ، یکی از علل مهم شکستشان در آزمون ، همین امر می‌باشد.

سخن آخر

خود شما که در حال مطالعه این مفاهیم هستید، چقدر از زمان و سرمایه وجودی خود اطلاع دارید؟ برای اینکه به این امر واقف شوید، بدون درنگ به این سوالات پاسخ دهید، البته سعی نکنید که محاسبه کنید:

1.    یک هفته چند ساعت است؟

2.    در یک هفته چند ساعت خواب طبیعی دارید؟

3.    در یک هفته چند ساعت رفت و آمد می‌کنید؟

4.    در یک هفته چند ساعت صرف غذا خوردن می‌کنید؟

5.    در یک هفته چند ساعت اوقات فراغت دارید؟

6.    در یک هفته چند ساعت مطالعه می‌کنید؟

7.    در یک هفته چند ساعت به نظافت شخصی اختصاص می‌دهید؟

 

5 کلید برای ورود به حوزه کارآفرینی


اگر شما هم مثل اكثر جوانان حرفه اى و با هدف باشيد، شايد تا به حال حداقل يكبار به اين فكر كرده ايد كه چه مى شد اگر رئيس خودتان بوديد.

در اين جا چند نكته ى مهم را مطرح كرديم كه اگر شما هم يكى از كسانى هستيد كه به خود اشتغالى فكر مى كنيد، بهتر است چند نكته را در ذهن داشته باشيد:

1-      خسته شدن از كار روزانه دليل خوبى براى ايجاد يك شغل نيست.

شروع كردن يك شغل جديد، خيلى شبيه به تصميم گيرى براى داشتن فرزند است. اگر شما تصميم بگيريد كه صاحب فرزند شويد،به اين دليل كه از همسر خود خسته شده ايد، شانس خيلى كمى براى داشتن يك خانواده موفق داريد. از سوى ديگر، به اين باور برسيد كه اين شور و هيجان و تعهد را براى تقسيم كردن نعمت هايتان با يك نوزاد- دختر يا پسر- را داريد،در آن صورت خواهيد توانست در شرايط  دشوار آتى كه حتماً پيش خواهد آمد،به آن پايبند باشيد.

2-      از همان ابتدا، كار فعلى تان را ترك نكنيد

همانند همه ى كارهاى دشوار، ايجاد شغل نيز وقت گير است. ولى نيازى نيست كه شما 50 ساعت در هفته بيرون از خانه باشيد تا بتوانيد شغل مورد نظر خود را ايجاد كنيد. با وقت كم در حدود 10-8 ساعت در هفته مى توانيد پيشرفت خوبى در تصميم گيرى براى جهت دهى به استعدادها و توانايى هاى حال خود در جهت خود اشتغالى داشته باشيد و در عين حال در كنار آن به شغل فعلى خود ادامه دهيد. در اين جا مى پردازيم به بيان چند مرحله ى سودمند، كه شما مى توانيد آن ها را اجرا كنيد، حتى اگر در حال حاضر شاغل هستيد:

 

v      اگر يك برنامه ى شغلى امكان پذيرى در ذهن داريد، تصميم به شروع آن بگيريد.

v      جاى مناسب و هدف خود را در بازار بيابيد.

v      راه هاى ممكن براى جذب پشتوانه هاى دولتى را براى شغل خود پيدا كنيد.

v      يك برنامه ى بازاريابى مناسب و قدرتمند ايجاد كنيد.

v      با كارآفرينان ديگر در ارتباط باشيد.

v      در كلاس هاى كارآفرينى شركت كنيد و با مربى هاى حرفه اى كار خود را آغاز كنيد.

 

3-      كارآفرين باشيد!!!

نيازى نيست كه شما ريسك  هاى مالى را براى كارآفرينى متحمل شويد. اگر شما در حال حاضر شاغل هستيد، مى توانيد از زير ساخت هاى سازمانى كارفرماى خود به عنوان اهرمى استفاده كنيد و طورى تنظيم كنيد كه اكنون يك كارآفرين براى مه هاى بعدى تان باشيد.

 

4-      براى انتقال خود به شغل جديد برنامه ريزى داشته باشيد.

تصور اينكه قرار است به زودى كار فعلى تان را ترك كنيد ممكن است، ادامه ى شغل را برايتان دشوار كند.

داشتن مسير حركت براى آينده مى‌تواند كمك زيادى به لذت بردن شما از شغل فعلى تان نمايد. دانستن زمان تقريبى براى رفتن(6 ماه بعد يا دو سال بعد) و اينكه به محض ترك شغل فعلى تان، شغل جديد برايتان درآمدزايى خواهد كرد. مى تواند درجه ى بالايى از اعتماد به نفس و جهت دهى به شما بدهد. علاوه بر آن شما مى توانيد انرژى خود را براى ذخيره مالى صرف كنيد تا اگر فاصله ى كوتاهى هم بين ترك شغل فعلى و آغاز درآمد شغل جديدتان پيش آمد، با آن كنار بيايد.

 

5- آمريكايى ها در تربيت و پيشرفت جوانان در تكميل اهدافشان به نتايج زير دست يافته اند:

v      از بين افرادى كه به طور قاطع تصميم مى گيرند كه به هدفى برسند25% موفق مى شوند.

v      از بين افرادى كه مشخص مى‌كنند كه در چه زمانى برنامه ى خود را پياده كنند. 40% موفق مى شوند.

v      از بين افرادى كه براى نحوه انجام كارشان برنامه ريزى مى كنند، 50% موفق مى شوند.

با تصميم گيرى براى وارد شدن به حوزۀ كارآفرينى، شما مى توانيد روح كارآفرين خود را به سرمايه تبديل كنيد و در نتيجه به رضايتمندى شخصى ، و حتى به پاداش هاى مالى برسيد.

"نيازى نيست كه بزرگ باشيد تا بتوانيد شروع كنيد، بايد شروع كنيد تا بزرگ شويد"

 

نويسنده: ليت گلدبرگ

 

ليت گلدبرگ يك مربى كسب و كار است كه به جوان ها آموزش مى دهد كه چگونه وارد حوزۀ خود اشتغالى در سطح ايالت متحده امريكا و ديگر نواحى شوند. شما مى توانيد محدودۀ وسيع ترى از آموزش هاى وى را در سايت www.rastlane.biz   ببينيد و از طريق  leigh@vastlan.bix  با وى ارتباط برقرار كنيد و در مورد آرزوهايتان بحث كنيد.

 

منبع : سايت كارآفريني

سايتهاي مرجع كسب و كار

سايتهاي مرجع کسب و کار
www.businessweek.com
در اين سايت مي توانيد از پيشنهاد هاي كارشناسان اقتصادي و مشاوران تجاري در مورد برنامه ها و روند منطقي عملكردها در شركت هاي كوچك و متوسط بهره بگيريد.

www.cbsc.org
اطلاعات جامع در مورد شروع كسب و كار كوچك و ارائه راه كار عملي جهت بودجه بندي در مراحل برنامه ريزي كار و بازاريابي

www.celcee.edu
بزرگترين مجموعه جهاني در مورد كليه مباحث مرتبط با آموزش هاي كارآفريني

www.enterweb.org
اطلاعات مختلف در مورد كارآفريني، خود اشتغالي و اداره كسب و كارهاي كوچك

www.entre-ed.org
يكي از اصلي ترين منابع موجود در مورد كارآفريني كه امكان كپي مجاني مواد آموزشي مرتبط با علوم كارآفريني در آن وجود دارد.

www.entreworld.com
حاوي اطلاعات مفيدي در مورد كارآفريني (مباحث و ابزارها) در تمامي زمينه هاي مورد نياز براي شروع يك كسب و كار

www.findarticles.com
در اين سايت مي توانيد مقالات مورد نياز خود در مورد كارآفريني و مواردي از موفقيت هاي كسب شده توسط كارآفرينان و ارتباط عميق بين كارآفريني و انتخاب و اجراي صحيح طرح كاري (Business Plan) را بيابيد.

www.independentmeans.com
در اين سايت به والدين و مدرسين آموزشي راههاي كمك (و حمايت از) زنان جوان در اموري نظير كنترل دارايي شخصي، كارآفريني، اقدامات نوع دوستانه و سرمايه گذاري آموزش داده مي شود.

www.kidsway.com
اين سايت كارآفرينان جوان و مؤسسات ارائه دهنده آموزشهاي مرتبط با كسب و كار را راهنمايي كرده و اطلاعات مفيدي در اختيار مي گذارد.

www.opens.org
اين سايت متعلق به يك سازمان غير انتفاعي در آمريكا است كه كارآفريني به جوانان سنين 10 تا 18 سال آموزش مي دهد.

www.paulandsarah.com
ارائه مشاوره به كارآفرينان در خصوص ايده هاي شروع كسب و كار، نفوذ به بازار و ...

www.siast.sk.ca
در اين سايت دوره هاي online كارآفريني در قالب ايجاد يك كسب و كار كوچك ارائه مي گردد.

www.strategis.ic.gc.ca
حاوي اطلاعات مهم در مورد ابزارها و منابع كسب و كار، تأمين سرمايه براي توسعه كار، بازاريابي خارجي، تجارت الكترونيك و ...

www.youthbusiness.com
مشاوره فني براي كارآفرينان جوان شامل: مدلهاي مختلف طرح كاري، راهنماي دريافت بودجه، قوانين كسب و كار، تأمين نيروي انساني و فهرستي از مشاورين و متخصصين كانادا

جع كسب و كار
 

الفبای موفقیت

الف. اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب. بخشش برای تجلی  و صیقل روح
پ. پویائی برای پیوستن به خروش حیات
ت. تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث. ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده‌ها
ج. جسارت برای ادامه زیستن
چ. چاره‌اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح. حق‌شناسی برای تزکیه‌نفس
خ. خودداری برای تمرین استقامت
د. دوراندیشی برای تحول تاریخ
ذ. ذکرگوئی برای اخلاص عمل
ر. رضایت‌مندی برای احساس شعف
ز. زیرکی برای مغتنم شمردن دم‌ها
ژ. ژرف‌بینی برای شکافتن عمق دردها
س. سخاوت برای گشایش کارها
ش. شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص. صداقت برای بقای دوستی
ض. ضمانت برای پایبندی به عهد
ط. طاقت برای تحمل شکست
ظ. ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع. عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ. غیرت برای بقای انسانیت
ف. فداکاری برای قلب‌های دردمند
ق. قدرشناسی برای گفتن ناگفته‌های دل
ک. کرامت برای نگاهی از سرعشق
گ. گذشت برای پالایش احساس
ل. لیاقت برای تحقق امیدها
م. محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن. نکته‌بینی برای دیدن نادیده‌ها
و. واقع‌گرائی برای دستیابی به رویاها
ه. هدفمندی برای تبلور خواسته‌ها
ی. یک‌رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

اصول کسب موفقیت در زندگی

پيش از طلوع آفتاب برخيزيم. نيايش خود را در ساعتي معين و ترجيحا پيش از طلوع آفتاب و با حفظ حالت بدني يكسان انجام دهيم. مكاني خاص و دائمي را براي عبادت برگزينيم و بخصوص توجه كنيم كه ذهن وجسمي پاك داشته باشيم.

2- نيايش را با دعايي براي رسيدن به تعالي معنوي وبا قلبي آكنده از عشق و ايثار آغاز كنيم.

3- هدف خود را كه بايد همانا وحدت كامل با خداوند باشد مشخص كنيم و تا زماني كه به آن دست نيافته ايم از پا ننشينيم.

4- ساده و بي آلايش باشيم تا با طبيعت يكسان شويم.

5- صادق و راستگو باشيم. گرفتاريهاي زندگي را به عنوان بركات الهي براي پيشبرد خود تلقي كرده و سپاسگذار باشيم.

6- همه را چون برادران خود دانسته. و با آنان همانگونه رفتار كنيم كه با برادر خود رفتار ميكنيم.

7- در برابر بدي ديگران كينه نورزيم. بدي ها را همانند هداياي آسماني پنداشته و سپاسگذار باشيم.

8- از اينكه غذاي خود را هرچه كه باشد همچنان با افكار الهي مي خوريم شاد و سپاسگذار باشيم و به درآمدي درست و شرافتمندانه توجه داشته باشيم.

9- آن گونه زندگي كنيم كه حس محبت و پارسايي را در ديگران بر انگيزيم.

10- هنگام خواب حضور پروردگار را حس نموده و نسبت به اشتباهات خود به درگاهش توجه كنيم در خواست بخشايش نماييم و با عزمي راسخ بر آن باشيم كه ديگر تكرار نشود.

قوانین جهانی موفقیت

چند قانون جهانی موفقیت
قانون انگيزه:
هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.

قانون تمركز:
هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

قانون تفكر مثبت:
براي رسيدن به موفقيت و شادي، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ي ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

قانون تغيير:
تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.

قانون باور:
هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.

قانون استقامت:
معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها و نااميدي هاست . استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتاً سرانجام موفق خواهيم شد.

قانون صداقت:
خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.

 

خانواده و کارآفرینی

كار آفريني مفهومي است كه همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات كارآفريني نشان مي‌دهد كه مفهوم كارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهميت و نقش كارآفريني در شكل‌گيري تحولات اقتصادي در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگيهاي فردي و اجتماعي كارآفرينان پرداختند. خانواده، كانوني است كه در شكل‌گيري اين ويژگيها، مي‌تواند نقش حياتي ايفا كند. در جوامع سنتي كه مردان نقش «نان‌آوري» و زنان نقش «خانه‌داري و تربيت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ايده كسب و كار بيشتر از طرف مرد صورت مي‌گرفت؛ ساختار جديد خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌هاي تازه‌اي از بروز خلاقيت و نوآوري را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال اين تغيير نگرش؛ شيوه توليد،‌ سبك زندگي و نقش‌هاي والدين در درون خانواده نيز دچار دگرگوني شد. به شكلي كه هر كدام از والدين با رفتار خود مي‌توانند در رشد اعتماد به نفس،‌خلق ايده‌هاي جديد در خانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان، نقش‌هاي اساسي را ايفاء كنند.
اگر خانواده را از ديدگاه نهادي مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه كه خانواده از نظر كمي و كيفي مي‌تواند كانون اصلي انديشه كار و تلاش و پرورش روحيه خلق ايده و كار در افراد باشد. تحقق اين امر مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و ساحتهاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تكوين شخصيت اوست. وقتي پدر يا مادر همچون الگويي تلاشگر و مؤثر در عرصه كار و توليد در جامعه ظاهر شوند،‌كاركردهاي مثبت ناشي از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويي ترغيب مي‌نمايد تا ذهن خود را به صورتي منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدين و يا حرفه‌اي جديدتر سوق دهد. براي چنين فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از كار و تسخير فضاهاي جديد، ارزش تلقي مي‌شود. چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ايده‌اي نو و استقلال اقتصادي و كسب موفقيت، دگرگون مي‌سازد. در اين مرحله، نوجوان يا جوان ايده‌كاري خود را با خانواده در ميان مي‌گذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمودهاي والدين و احتمالاً حمايت مالي و اجتماعي آنها بهره‌مند شود. اينجاست كه معيارها و ارزشهاي خانواده براي فرزند ملاك عمل و چراغ راه او در مسير كار و تلاش واقع مي‌شود. وظيفه والدين در چنين شرايطي تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادي به عنوان ارزش بنيادي براي فرزند و هدايت او در مسير مطلوب، آغاز توأم با موفقيت را در راه‌اندازي كسب و كار به همراه خواهد داشت.
ميزان تحصيلات، نوع شغل والدين، ساخت خانواده، روابط خانوادگي (خصوصاً رابطه والدين با فرزندان)، درآمد خانواده و ميزان برخورداري از امكانات رفاهي در شكل‌گيري «فرهنگ كار» در خانواده مي‌تواند تأثير داشته باشد. انسانهاي متفاوت، توانمنديهاي متفاوتي دارند كه اگر از همان دوران نوجواني در مسير مشخص هدايت شوند، ‌مي‌توانند با خلق ايده‌هاي جديد خود، تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرآيند تكنولوژي را آسان كنند.

مراحل توسعه كارآفريني توسط خانواده

1 ـ مراحل نهادينه كردن «فرهنگ كارآفريني»:
خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه‌اي از اصطلاحات، آئين‌ها و رفتارهاي اجتماعي مي‌‌تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنايي با مفاهيمي مثل: «توفيق طلبي»، «استقلال طلبي» و «خطرپذيري» در عرصه فعاليت اقتصادي و همسازي با واقعيت‌هاي كاري در جامعه، به اعضاء خود ارزاني دارد.
نوع نگرش والدين به دنياي پيرامون خود و چگونگي تجسم ارزشهاي اجتماعي براي فرزندان در شكل‌گيري آينده شغلي آنها، مي‌تواند راه را براي دستيابي به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلاً چنانچه كسب موفقيت در جهت خلق ثروت و ايجاد فرصتهاي شغلي جديد به عنوان بخشي از ارزشهاي مورد نظر والدين براي فرزند به تصوير كشيده شود، نوجوان در چنين شرايطي ذهن خود را براي رسيدن به چنين موقعيتي آماده مي‌سازد. در ادامه چنين فرآيند ذهني، فرد بدنبال راههاي دستيابي به چنين موقعيتي است. او موقعيتهاي متفاوت را با هم مقايسه مي‌كند؛ شبيه‌سازي ذهني انجام مي‌دهد؛ به پرس و جو مي‌پردازد؛ و گاهي اوقات در نشريات،‌ كتب، محيط مدرسه و حتي مجالس سخنراني پرسشهاي ذهني خود را دنبال مي‌كند. آنگاه، فرد با آگاهي از ارزش كار و تلاش آماده است بخش بزرگي از خواسته‌ها، آرمانها و ارزشهاي مورد نظر خانواده خود را به محك تجربه بگذارد.

2ـ تعيين مسير شغلي
فضاي درون خانواده، خصوصاً رهنمودهاي والدين به فرزندان، اين امكان را به آنها مي‌دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پيشين خود يا ساير افراد خانواده، رفتار جديدي را مورد كند و كار قرار داده و خود را با نظم اجتماعي نوين هماهنگ سازند؛ به شكلي كه بتوانند بر فراز خواسته‌ها و آرزوهاي ذهني خود و منطبق بر نظامهاي مدرن پرو بال بزنند و از نفوذ و سلطه انديشه و روشهاي سنتي در رفتار آتي خود بكاهند. در ادامه چنين روندي، نقش آفريني فرزند در درون خانواده معطوف به فرآيندهاي توليد و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در اين ارتباط، والدين با شناخت توانمنديهاي بالقوه فرزندان خود و هدايت آنها در مسير شغلي، نقش مهمي در شناسايي و پرورش افراد خلاق و كارآفرين در جامعه ايفاء مي‌كنند.

3ـ توانمندسازي ( يادگيري فن‌آوريهاي جديد)
حمايت و تشويق والدين جهت يادگيري فن‌ آوريهاي جديد از جمله فن‌آوريهاي تكنولوژيكي و اطلاعاتي و معرفي مشاغلي كه امكان كسب درآمد بالا را براي فرزندان فراهم مي‌سازد، آنان را علاوه بر نقش‌آفريني در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه يعني كار مفيد و بهره‌وري بالا خواهد كرد. تغيير نگرشها و رفتارهاي كليشه‌اي در مورد ايفاء نقشهاي خانوادگي و اجتماعي و تشويق فرزندان به رفتارهاي مثبت اقتصادي و اجتماعي، آنان را افرادي كارآمد و هدفمند مي‌پروراند. زيرا پيروي از كليشه‌هاي سنتي و تكراري در عرصه كار و فعاليت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذيري وارد مي‌سازد. به همين دليل؛ گذر از اين مرحله، تاثيرپذيري فرد از تغييرات جديد و پذيرش مسئوليت خطير اجتماعي به منظور ايجاد كسب و كار جديد و دسترسي به موقعيتهاي بهتر و جديدتر، از فرد يك انسان مستقل و توانمند مي‌سازد كه در عرصه‌هاي گوناگون زندگي ضمن پذيرش نقشهاي متفاوت مي‌تواند مفيد واقع شود.

4ـ راه‌اندازي و اداره كسب و كار اقتصادي
در اين مرحله، فرد با ارزيابي مشاغل متناسب با خواسته‌هاي خود و خانواده، به خلق ايده در زمينه‌كار و فعاليت مي‌پردازد؛ چارچوب فكري خود را در قالب طرح كسب و كار به جامعه عرضه مي‌كند؛ سپس، با مديريت خود فعاليت اقتصادي را آغاز مي‌كند. در اين مرحله، والدين با استفاده از تجارب خود مي‌توانند فرزندشان را جهت اداره كسب و كار ياري كنند. هر چند ممكن است اين نياز صرفاً متوجه حمايت‌هاي مالي آنها نباشد. با ادامه حمايت خانواده و تقويت روحيه كارآفريني در فرزندان به منظور راه‌اندازي و مديريت كسب و كار اقتصادي توسط آنان، نتايج ذيل متوجه جامعه خواهد شد:
ـ ايجاد و توسعه اشتغال در بخش‌هاي اقتصادي كشور و به تبع آن استقلال اقتصادي خانواده‌ها
ـ دگرگوني در روند توليد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته و بدنبال آن تغيير در فرهنگ مصرف
ـ تنوع شغلي و ايجاد رقابت گسترده در بازارهاي اقتصادي
ـ بسط و توسعه صادرات با اتكاء ‌به منابع موجود در كشور
ـ كاهش نرخ بيكاري و تورم و بدنبال آن كاهش آسيب‌هاي اجتماعي در جامعه

نتيجه‌گيري
كارآفريني، كانون و مركز ثقل كار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي مي‌شود. ما بدون توجه كافي به مقوله «توسعه فرهنگ كارآفريني» نمي‌توانيم به شاخص‌هاي رشد و توسعه كه از طريق تغيير در روند توليد،‌ بهره‌وري و توان افزايي فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل مي‌شود، دست يابيم. در گذر از مرحله سنتي به صنعتي بايد به توانمنديها و قابليت‌هاي فردي كارآفرينان در بهره‌گيري از منابع طبيعي و بكارگيري تكنولوژي مدرن اهتمام ويژه‌اي قائل شويم. زيرا، آنها با بكارگيري روش‌هاي جديد در بازار، خود را براي استفاده بهينه از ابزار و دستيابي به كيفيت مطلوب كالا و خدمات آماده مي‌سازند. كارآفريني، فرآيندي اكتسابي است و خانواده در شكل‌گيري اين فرآيند نقش اساسي را ايفاء مي‌كند. زيرا، خانواده مي‌‌تواند عنصر پويايي و تحرك را به ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق كند به شكلي كه «فرد» و «جامعه» در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازند و قالب‌هاي اجتماعي نوآورانه شكل گيرد. نقش و اهميت خانواده به عنوان كانون انديشه نوگرايي، در ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري در افراد، گسترش روحيه كارآفريني و توسعه كسب و كار جديد در جامعه، انكار ناپذير است، به طوري كه درزمينه فعاليت اقتصادي، خانواده مي‌تواند انديشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سويي سوق دهد كه آنها را از مشكلات پيش‌رو از جمله؛ بيكاري، فقر، اعتياد، فساد و... برهاند و آنها را در مسيرهاي شغلي كه مولد سرمايه و فرصت‌هاي جديد است،‌هدايت نمايد. زيرا، خانواده علاوه بر نقش توليد نسل و پرورش ابعاد عاطفي و اخلاقي فرزندان،‌ به عنوان كانوني براي رشد و پرورش انديشه خودباوري، اعتماد به نفس و خودشكوفايي در فرزندان، نقش بسيار مؤثري در راه‌اندازي كسب و كار اقتصادي
و توسعه فعاليت‌هاي شغلي در جامعه خواهد داشت